X
تبلیغات
محرمانه

محرمانه

افشاگری در مورد جریان انحرافی

پرونده ای برای 8 منتقد جریان انحرافی

پرونده‌اي براي 8 منتقد جريان انحرافي
چهارشنبه ، 31 فروردين 1390

montaghed-1اين 8 نفر از اصلي‌ترين حاميان دولت به شمار مي‌رفتند.

 اين گزارش به بررسي پرونده‌اي مي‌پردازد كه قصه پرغصه آن منجر به جدايي جمعي از جدي‌ترين حاميان محمود احمدي‌ن‍ژاد از كابينه وي شد.

8 نفري كه هيچ كس در طرفداري آنها از احمدي‌نژاد و التزام به هدف‌هاي ارزشمندانه او شك و شبهه‌اي ندارد. چهره‌هايي كه به‌غير از يك يا دو نفرشان، جملگي از عوامل اصلي طرح گفتمان عدالت‌خواهانه محمود احمدي‌نژاد بودند و سوابق انتقادي آنها از عملكردهاي خاطيانه دولت‌هاي سازندگي و بيشتر اصلاحات، زبانزد خاص و عام بوده و هست.

اين آدم‌ها اگرچه حتي در ميانشان مي‌توانيم از كساني نام ببريم، كه خود آنها نيز شايد در ابتداي طرح مواضع جريان انحرافي در درون بدنه دولت، به‌نوعي از اين مواضع دفاع مي‌كردند و معتقد بودند كار انتقاد از اين مواضع به گروه‌هاي مخالف دولت و گفتمان او مربوط مي‌شود، اما همين تعداد نيز در آينده نتوانستند ادامه اين مواضع ناحق را تحمل كنند و جملگي رفتن را بر ماندن ترجيح دادند.
و آن هشت نفر:

1_ منوچهر متكي:
گفته مي‌شود او تا قبل از انتخابات دولت نهم، در كنار چهره‌هايي همچون علي لاريجاني و احمد توكلي قرار داشته است و در مورد انتصاب او به عنوان وزير خارجه احمدي نژاد نيز گمانه زني‌هاي بسياري وجود دارد.
اما حضور 6 ساله او در اين سمت همواره اين گمانه‌زني ها را كمرنگ مي‌كرد. چه اينكه متكي فردي بود كه سابقه مخالفت او با اصلاح طلبان و طرح گفتمان اصولگرايانه او در وزارت خارجه همواره زبانزد خاص و عام بود و اين متكي بود كه حتي رسانه‌هاي خارجي نيز از او به عنوان "ديپلمات حرفه‌اي " ياد مي‌كردند.
پير وزارت خارجه ايران نيز به ناگاه و تنها با يك انتقاد كوچك كه از موازي كاري در دستگاه سياست خارجي ايران كه در ماجراي انتصاب معاونان حوزه خارجي رئيس جمهور (كه البته بعدها به عنوان مشاور منصوب شدند،) مطرح كرد، به ناگاه از سمت خود معزول شد.
معزول شدني كه بازتاب‌هاي گسترده‌اي در داخل و خارج يافت.

2_ حسين صفار‌ هرندي:
او را مي‌توان از شاخص‌ترين چهره‌هاي اصولگرايي دانست كه به خصوص در طول سال‌هاي حكومت اصلاح‌طلبان، تلاش‌هاي بسياري را براي دفاع از گفتمان اصولگرايانه و نقد جريان تجديد نظر طلب اصلاحات انجام داد.
صفار هرندي كه در طول آن سال‌ها سمت سردبيري روزنامه كيهان را نيز بر‌عهده داشت يكي از كسانيست كه طرفداران احمدي‌نژاد از زمان آغاز عزم وي براي حضور در انتخابات رياست جمهوري سال 84، همواره مي‌توانستند مباني گفتمان احمدي‌نژاد را از زبان او بشنوند و هم او بود كه پس از پيروزي احمدي‌نژاد در سمت وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي در كنار وي قرار گرفت. او البته بعدها و در زمان آغاز فعاليت دولت دهم، از جمله كساني بود كه در ماجراي جلسه معروف هيئت دولت و اعتراض چند تن از وزرا به حضور مشايي به عنوان معاون اول در اين جلسه، در زمره معترضين قرار گرفت و در واقع با اعتراض به سلسله جنبان جريان انحرافي دولت از كابينه احمدي‌نژاد رفت.

3_حجت‌الاسلام غلامحسين محسني اژه‌اي:
وي از جمله چهره‌هاي شاخص اصولگرا و از كساني است كه كه از ابتداي پيروزي انقلاب اسلامي ايران خدمات بسياري را در عرصه امنيتي و اطلاعاتي انجام داد.
وي كه از چهره‌هاي كليدي در ايجاد گفتمان انقلابي و تحول در وزارت اطلاعات محسوب مي‌شود از زمان آغاز فعاليت دولت محمود احمدي‌نژاد به عنوان وزير اطلاعات، همكاري خود را با دولت نهم آغاز كرد.
او نيز از شاخص‌ترين چهره‌هايي بود كه در ماجراي انتصاب چهره جنجالي دولت به سمت معاون اولي رئيس جمهور در جلسه هيئت دولت به اين مسئله انتقاد كرد و پس از همين انتقاد بود كه حجت الاسلام محسني اژه‌اي،مسئول اسبق گزينش وزارت اطلاعات جمهوري اسلامي ايران و قاضي دادگاه فساد مالي غلامحسين كرباسچي‌ شهردار سابق تهران نيز دولت احمدي نژاد را ترك كرد.

4_كامران باقري لنكراني:
بسياري از طرفداران محمود احمدي‌نژاد و مردمي كه به رئيس‌جمهور رأي داده‌اند، او را به عنوان نمادي از گفتمان احمدي‌نژاد مي‌دانستند. وزير ساده زيست و جواني كه پيوسته مورد تعريف و تمجيد علما و مردم بود.
اين لنكراني بود كه در روز رفتنش از وزارت بهداشت، مجبور شد بخشي از كتاب‌هاي شخصي‌اش را كه به دليل كوچك بودن خانه‌اش، آنها را به دفتر كار منتقل كرده بود، از وزارت بهداشت به جاي ديگري ببرد و او بود كه آيت‌الله خاتمي در يكي از سخنراني‌هاي خود به او نيز اشاره كرد و اينطور گفت: ما افتخار مي‌كنيم كه اين دولت وزيري همچون دكتر لنكراني دارد كه محب اهل‌بيت (ع) است.
و روزهاي حضور اين وزير جوان در دولت احمدي نژاد گذشت تا اينكه تاريخ به مقطع صحبت‌هاي چهره جنجالي دولت در مورد دوستي با اسرائيل و در ادامه انتصاب وي به سمت معاون اولي رئيس جمهور رسيد. دو ماجرايي كه هر دو با نهيب مقام معظم رهبري مواجه شد.
منابع خبري از كامران باقري لنكراني نيز به‌عنوان يكي از وزرايي نام بردند كه اگرچه در جلسه كذايي هيئت دولت كه چهره جنجالي كابينه تحت عنوان معاون اول در آن حضور يافته بود حضور نداشته اما مواضع لنكراني كاملاً در جهت مخالفت با وي بوده است.
و سرانجام كامران باقري لنكراني كه رئيس جمهور احمدي نژاد هم او را شخصي مؤمن عنوان كرده بود نيز از دولت رفت.

5_سيدپرويز فتاح:
از او به‌عنوان يكي از صميمي‌ترين دوستان احمدي‌نژاد نام برده مي‌شود.
صميميت بين وزير نيرو در دولت نهم و شخص رئيس جمهور تا آن حد بوده است كه حتي مي‌توان از آن با عنوان رابطه‌اي عاطفي نام برد.
رابطه‌اي عاطفي كه حتي به گفته فتاح گاهي به گريه‌هاي فتاح نيز منجر مي‌شده است. تقريباً تمامي كساني‌كه از نزديك با وقايع پيراموني دولت احمدي‌نژاد آشنايي دارند معترفند كه تنها عامل كنار گذاشتن شخصي مثل فتاح كه حتي رئيس جمهور در وصف او گفته بود: "فتاح مثل من است "، اختلافات او با جريان انحرافي دولت بوده است.
اختلافاتي كه سرانجام به دوستي احمدي‌نژاد و فتاح در دولت خاتمه داد و فتاح را به بنياد تعاون سپاه فرستاد.


6_كاوه اشتهاردي:
اشتهاردي فرزند شهيد است و تا چند روز قبل! مدير عامل مؤسسه ايران بود.
وي كه نامش پس از انتقادات صريح و تند وي از مهدي هاشمي و محكوم شدنش به شلاق بيشتر بر سر زبان‌ها افتاد، كسي است كه چهره جنجالي دولت پيش از اين از وي به اين دليل كه حاضر به انتشار تمامي مواضع او در روزنامه دولت نيست، انتقاد كرده بود.
كاوه اشتهاردي و تيم همراهش نيز چند روز قبل و در ادامه تلاش جريان انحرافي دولت براي استيلاي بيشتر بر مؤسسات دولتي، از سمت مديريت عامل مؤسسه ايران با يك پيامك تلفني بركنار شد و او و يارانش نيز از كنار احمدي‌نژاد رفتند.

7_مهرداد بذرپاش:
فرزند شهيد بذرپاش كه احمدي‌نژاد دوستي ديرينه‌اي با پدرش در دوران دفاع مقدس داشت.
او جزو اصلي‌ترين ياران احمدي‌نژاد براي حضور در ساختمان پاستور به شمار مي‌رفت و مواضع او در دفاع از دولت همواره كاملا آشكار بيان مي‌شد.
بذرپاش در دولت نهم و دهم مسئوليت‌هاي متفاوت و زيادي را عهده دار شد و البته در تمام اين عهده‌داري‌ها، آنچنان كه گفته‌هاي او نشان مي‌دهد، هيچگاه از عقيده اصلي خود كه دفاع از احمدي نژاد و آرمان‌هاي گفتمان او بود دور نشد.
عملكرد بذرپاش اگرچه در مقاطعي با انتقاد مواجه بود اما او نيز سرانجام در ماجراي تعيين معاون براي حوزه‌هاي خارجي رئيس جمهور تاب نياورد و لب به انتقاد از جريان انحرافي دولت گشود.
انتقادي كه البته در ظاهر براي مهرداد بذرپاش گران تمام شد و او نيز در جرگه قربانيان مخالفت با جريان انحرافي دولت از آب درآمد و مجبور به خداحافظي از دولت شد.
و اين مهرداد بذرپاش بود كه پس از بركناري‌اش از دولت و در ادامه شايعات گسترده در مورد اينكه اين استعفاي عمدي بذرپاش بوده كه سبب رفتن او از دولت شده است، در بخشي از نامه معروفش به رئيس جمهور ضمن تأكيد بر عدم حاشيه سازي اينچنين نوشت: "اكنون كه مسئوليت را از دوش بنده برداشته‌ايد، خداوند را شاكر و سپاسگزارم... "

8_ داود احمدي‌نژاد:
او از چهره‌هاي فعال ستاد انتخاباتي برادرش در انتخابات رياست جمهوري سال 84 بود. وي پس از پيروزي احمدي‌نژاد در انتخابات، به سمت رياست سازمان بازرسي نهاد رياست‌جمهوري محمود احمدي‌نژاد منصوب شد. او البته حدود 2 سال قبل و در جريان سونامي خروج مخالفان جريان انحرافي از دولت از سمت خود كنار رفت. البته گفته مي‌شد كه او از مخالفان مرحوم علي كردان براي حضور در ساختمان پاستور بوده است، اما انتقادات تند عليه چهره جنجالي دولت و مواضع او كه بعدها و در مقاطع مختلفي منتشر شد نشان داد كه او بيش از آنكه با آمدن كردان مخالف بوده باشد، با مواضع جريان انحرافي سر سازش نداشته است.

يكي از اين 8 چهره‌اي كه از آنها نام برديم، در مصاحبه اخير خود از وجود يك "شاقول كج " خبر داد كه هم اكنون بسياري از اقدامات در دولت با او! سنجيده مي‌شود.
شاقول كجي كه جملگي مي‌دانند كسي نيست غير از چهره جنجالي دولت.

بي‌ترديد بي‌توجهي به عملكرد اين چهره جنجالي علاوه بر جدايي افرادي از بدنه دولت تعداد افراد اين پرونده را افزايش مي‌دهد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی و یکم فروردین 1390ساعت 13:55  توسط ملا سعید   | 

آیا فتنه دیگری در راه است ؟

آيا فتنه ديگري در راه است؟

مديرعامل فعلي ايرنا قبل از دولت آقاي احمدي نژاد كجا بوده؟ چرا كسي سوابق سياسي وي را بازخواني نكرده است؟ / چرا سيستم امنيتي – قضايي نظام دست روي دست گذاشته است؟ آيا همه منتظر بروز فاجعه ديگري از جنس جريان اصلاحات آمريكايي هستند؟ / پروژه سياه اين جريان با نابودي دولت عدالت متوقف نخواهد شد. اين پروژه، با ما سخن از راهي طي شده مي گويد...
صراط - سيد حسين علوي

مطابق اخبار نگران كننده اي كه طي روزهاي اخير منتشر شده هيچ ترديدي باقي نمانده است كه در وراي پروژه ضدامنيتي عزل وزير اطلاعات، جريان مشكوكي قرار داشته كه با تمام توان در پي نفوذ به دژ اطلاعاتي – امنيتي نظام جمهوري اسلامي بوده است.

مطالبه اين جريان فاسد عبارت از «نفوذ در عالي ترين سطوح وزارت اطلاعات» بوده است. مطالبه اي كه با مانع نفوذ ناپذيري به نام سرسختي و قاطعيت حجة الاسلام و المسلمين حيدر مصلحي مواجه مي شود. اما اين جريان فاسد با كسي شوخي ندارد. كارنامه سياه آنها ثابت مي كند هركسي كه سد راه جاه طلبي هايشان بوده را به مسلخ برده اند. محسني اژه اي، صفارهرندي، متكي، فتاح، باقري لنكراني، داوود احمدي نژاد، بذرپاش، اشتهاردي و... همگي قربانيان ليست سياه همين گروه منحرف بوده اند و اينبار نوبت حاج حيدر مصلحي بود. وزير زيرك، حرفه اي و كاركشته اي كه اين روزها تقريبا تمامي رسانه هاي مستقل و انقلابي، كارنامه فتوحات امنيتي او را بارها منتشر ساخته اند.

شامگاه شنبه در سايت رياست جمهوري و خبرگزاري رسمي دولت (ايرنا) خبري منتشر مي شود مبني بر استعفاي وزير اطلاعات و پذيرش اين استعفا از سوي رياست محترم جمهوري. خبري كه ابتدا مشكوك به دروغ بودن، بود و البته اكنون مشخص شده كه قطعا حاكي از يك دروغ ناجوانمردانه بود! چه اينكه مصلحي اساسا استعفا نداده بود كه با پذيرش يا مخالفت رئيس جمهور مواجه شود! همان موقع ده ها رسانه مستقل با استفاده از تيتري واحد خواستار انتشار متن استعفانامه وزير اطلاعات شدند. هرچند تا لحظه نگارش اين يادداشت هنوز نه استعفا نامه مورد مطالبه منتشر شده و نه جناب مصلحي خبر استعفا را تائيد نموده اند. حقايق مكتومي كه نگارنده مجاز به طرح جزئيات آن نيست نشان مي دهد كه مصلحي «عزل» شده بود نه اينكه استعفاء داده باشد.

اما دقايقي بعد ورق برگشت. حكم حكومتي رهبري معظم انقلاب مبني بر مخالفت با عزل وزير اطلاعات كه به دست شخص رئيس جمهور رسيده بود از مجراي خبرگزاري معتبر فارس منتشر شد. با اين وجود، ايرنا و سايت دولت در اقدامي زشت رودرروي خبرگزاري فارس ايستاده و به تكذيب خبر مذكور مي پردازند. تا جايي كه تا نزديك به ظهر يكشنبه خبر جعلي ايرنا و لجن پراكني هاي اين بولتن آماتور (كه به نام خبرگزاري (!) سالانه ميلياردها تومان پول بيت المال را ضايع مي كند!) عليه جريان سياسي حزب الله در صفحه سايت آن خودنمايي مي كند.  ماجرا به اين هم ختم نمي شود. روزنامه دولتي ايران نيز كه اخيرا طي يك تصفيه ايدئولوژيك در طيول همان جريان منحرف قرار گرفته است، پس از آنكه در ساعات پاياني شنبه شب خبر مخالفت رهبري با عزل وزير اطلاعات را زير چاپ فرستاده طي دستوري كه از همان محفل كذايي صادر مي شود جلوي خروج هزاران نسخه از اين روزنامه را مي گيرد تا صبح يكشنبه، اين خبر دروغين استعفاي مصلحي باشد كه روي دكه روزنامه فروشي ها خودنمايي كند!

اكنون به يقين مي توان گفت كه اين جريان شِبه رسانه ايِ فاسد، از حكم حكومتي حضرت آقا مطلع بوده اند. چه اينكه اولا حكم مذكور قبل از انتشار در خبرگزاري فارس در دست رئيس جمهور محترم بوده و عوامل رسانه اي دولت، يقينا از وجود آن مطلع بوده اند. ثانيا يك تماس ساده با دفتر مقام معظم رهبري (كه از ساده ترين و در دسترس ترين كارها براي مراكزي همچون خبرگزاري جمهوري اسلامي است) مي توانست دروغ بودن خبرشان را برملا سازد. اما چرا با وجود يقين به دروغ بودن اين خبر تا ساعتها پنجه در چهره حقيقت كشيدند؟ پروژه چه بود؟ چرا اين گروه منحرف به رغم اطلاع از نظر رهبري اصرار داشتند كه اين نظر از مجراي دفتر معظم له با صداي بلند گفته شود؟ چرا رسما از صدا و سيما مي خواستند كه حكم حكومتي رهبر معظم انقلاب را به رغم ضرري كه براي آبروي دولت داشت پخش كند؟ آيا هيچ قصدي براي تشويش اذهان، عليه نظام و رهبري و حتي رئيس جمهور در كار نبوده است؟ آيا ماتبع اين لجبازي مشكوك رسانه‌اي، القاي اختلاف ميان رهبري معظم انقلاب با رئيس جمهور نبوده است؟ آيا اين همان پروژه اي نيست  كه ده سال پيش توسط سازمان سيا پردازش گشته و به دست فتنه گران مدعي اصلاح طلبي اجرا شد؟ آيا  پروژه القاء حاكميت دوگانه را مي توان به همين زودي به دست فراموشي سپرد؟

نكته بسيار مهم و درخور تامل در اين باب نسبت خاصي است كه ميان عناصر ميداني اين پروژه و جريان اصلاحات آمريكايي وجود دارد. مديرعامل فعلي ايرنا قبل از دولت آقاي احمدي نژاد كجا بوده است؟ چرا كسي سوابق سياسي وي را بازخواني نكرده است؟ آيا او پيش از سوم تير 84 از هواداران سينه چاك سيدمحمدخاتمي (واسطه فتنه 88 با سازمان سيا از طريق جرج سروس) نبوده است؟ حقايق و اسناد فراواني حكايت از وابستگي وي به اردوگاه اصلاح طلبان آمريكايي دارد. او در شرايطي كه فرياد عناصر حزب الهي و توده هاي زجركشيده ملت از خيانتهاي اصلاح طلبان آمريكايي به هوا خاسته بود، طي مصاحبه اي با روزنامه ايران (در دولت خاتمي) مدعي مي شود كه «دولت آقاي خاتمي منويات رهبري معظم را روانتر تحقق مي بخشد»! همين فرد به لحاظ ايدئولوژيك نيز حائز مفاسد عقيدتي اصلاح طلبان است. مديرعامل ايرنا طي دو ماه اخير بارها مدعي تقسيم بندي «مولوي – ارشادي» براي دستورات ولايت مطلقه فقيه شده و حكم حكومتي مقام معظم رهبري مبني بر عزل مشايي از معاون اولي را مشمول اوامر ارشادي خوانده است! آيا اين تقسيم بندي همان انحرافي نيست كه در ذات جريان اصلاحات آمريكايي توليد شده است؟ اصلا اين فرد دردوره اصلاحات كجا بوده؟ او از مديران همين خبرگزاري ايرنا در دوره خاتمي بوده است! يعني وقتي باند عبدالله ناصري (عضو شوراي مركزي سازمان مجاهدين انقلاب) ايرنا را در چنبره فاسد آن سازمان ماسوني گرفته بوده آقاي جوانفكر نورچشمي باند حاكم و از مديران آنها بوده است! آيا باز هم بايد در باب فساد گذشته و حال اين فرد سند آورد؟ جوانفكر به محض ورود به ايرنا در دولت دهم كسي را به عنوان قائم مقام خود برگزيد كه در دوره عبدالله ناصري (دوره حاكميت منافقين) نيز قائم مقام وي بوده است! حالا اين سوابق درخشان(!) را در كنار نقش مشمئز كننده اي كه همين فرد در پروژه عزل وزير اطلاعات بازي كرده بگذاريد. آيا نبايد نگران بود؟

جريان فاسدي كه در وراي پروژه خطرناك نفوذ در سيستم امنيتي كشور قرار داشته – و دارد – در كنترل و فرماندهي چه كسي است؟ كيست كه نداند سركرده اين باند سياسي – امنيتي، كسي است كه ارتباطش با يك جاسوس تابلودار سازمان سيا (هوشنگ اميراحمدي) قطعي است؟ كيست كه نداند همين فرد خود را دوست ملت اسرائيل مي خواند و گزاره هاي اومانيستهاي 400 سال پيش اروپا را به عنوان نظرات ايدئولوژيك دولت اصولگرا معرفي مي كرد و به جاي مكتب اسلام سخن از مكتب ايراني گفت و كورش هخامنشي را الگوي حكومت داري مسلمانان معرفي نمود و مديريت سياسي انبياء را زير سوال برد و مدعي شد «دين نمي تواند عامل وحدت مردم جهان باشد» و انسان را داراي ظرفيت خدا شدن خواند و...؟ آيا امروز وزارت خارجه در چنگ اين فرد نيست؟ آيا ايرنا و روزنامه ايران و ده ها وزارتخانه و سازمان ديگر در قبضه همين فرد نيست؟ آيا ماجراي عزل وزير اطلاعات هيچ ربطي به تلاش اين عامل مرتبط با جاسوسان سيا، براي نفوذ در وزارت اطلاعات نداشته است؟ و آيا 10 سال پيش همين پروژه نفوذ در وزارت اطلاعات توسط سرپلهاي سيا و موساد به اجرا گذاشته نشد؟ و آيا لكه هاي ننگي مثل قتلهاي زنجيره اي نتيجه نفوذ عناصر مرتبط با سرويسهاي جاسوسي صهيونيستي در سيستم امنيتي كشور نبوده است؟

اگر چنين است چرا سيستم امنيتي –  قضايي نظام دست روي دست گذاشته است؟ آيا همه منتظر بروز فاجعه ديگري از جنس جريان اصلاحات آمريكايي هستند؟ آيا هيچكس فريادهاي دلسوزانه حضرات آيات عظام مصباح و جنتي و يزدي و علم الهدي و سيداحمدخاتمي و مكارم و نوري همداني و نخبگان جريان حزب الله همچون فيروزآبادي و شريعتمداري و صفارهرندي و حسينيان و... را نشنيده است؟ آيا اتحاد استراتژيك نوري زاده و صداي آمريكا و بي بي سي فارسي و راديو اسرائيل و ... با اين جريان، براي فهم عمق انحرافات آنها كافي نيست؟

و عرض آخر آنكه سكوت دستگاه امنيتي –  قضايي كشور در قبال جريان خزنده اي كه در صدد بازتوليد گفتمان فتنه مي باشد بي شك تبعات جبران ناپذيري در پي خواهد داشت كه انحراف دولت خدمتگزار و عدالتخواه، تنها بخش كوچكي از آن عواقب دردناك است. پروژه سياه اين جريان با نابودي دولت عدالت متوقف نخواهد شد. اين پروژه، با ما سخن از راهي طي شده مي گويد. اين همان راهي است كه با «حاكميت دوگانه»، «ارتباط گيري با جاسوسان سيا»، «تغيير گفتمان انقلاب»، «بازگشت همدستان فتنه هاي قبلي به قدرت» و «به هم زدن مرزهاي خودي و غيرخودي» شروع مي شود و كم كم به «فتح سنگر به سنگر» و «فشار از پائين – چانه زني از بالا» و «ارتباط با آمريكا» و «خروج از حاكميت» و در نهايت «همدستي با تماميت جريان ضدانقلاب در پروژه اي شبيه فتنه 88» مي انجامد. اينها غيب گويي نيست. بازخواني يك فرمول است. فرمولي كه از بدو انقلاب تاكنون، بارها آزموده شده و آزموده را آزمودن خطاست
+ نوشته شده در  چهارشنبه سی و یکم فروردین 1390ساعت 13:1  توسط ملا سعید   | 

افشاگری های جدید داوود احمدی نژاد

افشاگری های جدید داوود احمدی نژاد

مسئول دفاتري ديديم كه جزشيطنت كار ديگري نمي كردند. امروز هم همين وضعيت است.

داوود احمدی نژاد در گفتگویی مشروح با ویژه نامه نوروزی "شما"-ارگان موتلفه اسلامی- به بیان دیدگاههای خود پرداخته است که متن این گفتگوی خواندنی را از نظر می گذرانید:

****

* سئوال اول را از بيداري اسلامي شروع کنيم ؛ نظرتان راجع به اتفاقات منطقه چيست ؟

روزي يک خبرنگار زن انگليسي تقاضاي مصاحبه بامن داشت . وقتي آمد دفتر به مسؤول دفتر ما گفته بود من از زير زبانش در مي آورم كه با انرژي هسته اي مي خواهند چه بكنند؟ گفتم ما يك تمدني داريم كه در رأسش كسي است بنام نبي مكرم اسلام ، او به مانگفت عليكم به تكنولوژي ، به ما گفت عليكم به اخلاق . اين تجهيزات هسته اي كه شما امروز آن را مي بينيد مال آن نابخرد هاست. كه در گذشته قمه داشتند ، چاقو داشتند مثل بوش و امثالهم.

ما براي فتح دنيا به اين وسيله ها نيازنداريم ما با اخلاق و منطق كه نبي مكرم اسلام (ص) فرموده دنيا را فتح مي كنيم، البته اين بدان معنا نيست كه ما علم ، تكنولوژي و پيشرفت را نفي کنيم . نه اين نيست چون در اسلام مي گويند : «ز گهواره تا گور دانش بجويي» . ما دنبال آخرين دستاورد هاي علمي هم هستيم اما اين كه با اين دستاورد علمي بخواهيم تجهيزات كشتارجمعي درست كنيم ، اين مشي ما نيست ، فرهنگ ما نيست ، اين تكليف ما نيست . در حقيقت امروز جمهوري اسلامي ايران با اخلاقش با منطقش در حال فتح جهان است. مي رود كه ان شاءالله مردم دنيا در اين مسير از يوق مستكبرين رها بشوند .

* پس علت مخالفتها با ايران اسلامي در تفکر انقلاب اسلامي است؟
بله . سي سال كه از عمر انقلاب اسلامي مي گذرد هجمه زيادي بر اين ملّت رفته است. يك روز ما بدون هجمه نبوديم . يك ساعتش هم نبوديم . دائماً هجمه بوده است.

* علت استواري ما در برابر اين هجمه ها را در چه مي دانيد؟

علّت استواري ، بدليل ولايت است. امروز ملت ايران يك حماسه اي خلق كرده ، يك گلي كاشته در روي كره زمين كه مردم دنيا علي رقم ميل سردمداران كشورهايشان به ملت بزرگوار ايران اقتدا مي كنند. شما ببينيد حتي مي خواهند كمك رساني بكنند به مظلومين دنيا مثلاً به غزه ، مي آيند اعتبارش را از جمهوري اسلامي مي گيرند. كاروان مي آيد از اينجا مي چرخد و مي رود. ملت ايران چه جايگاه بزرگي پيدا كرده ، اين جايگاه را چرا قبلاً نداشت ؟ همين مردم ، همين سرزمين. چرا امروز جايگاه پيدا كرده ؟ امروز به بركت وجود ولايت پيدا كرده است. اين ولايت است كه اين اعتبار را براي ملت بزرگوار ايران درست كرده . البته لازم و ملزوم يكديگر هستند . ولايت باشد دلها درست نباشد نمي شود.
در دلهاي سالم، ولايت حاكميت پيدا كرد ديديد چه شد . البته سمت و سوي دلها را هم ولايت تنظيم كرد . امام (ره) در مسير بصيرت ملت ايران همه جور سختي را كشيد . ملتمان شد " امتٌ واحدَه" و اين امت واحد يك حماسه بزرگ در دنيا خلق كرد.

*ارزيابي شما از فتنه ۸۸ چيست؟

در يك صحبتي براي معلمين يكي از معلمان از من سؤال كرد . من چطور بفهمم كه اگر زمان حسين ابن علي (ع) بودم در ركاب امام حسين (ع) قرار داشتم ؟ گفتم كه اگر شما امروز دربست درخدمت ولي امر مسلمين باشي مي تواني باوركني اگر زمان حسين ابن علي (ع) بودي در ركابش بودي و اگر فردا حماسه دوم الهي محقق بشود در ركابش خواهي بود . چرا كه امروز حسين زمان ما مقام معظم رهبري است . اين را مدّ نظر داشته باشيد .

اما نکته بعدي اينکه فتنه از آغاز خلقت بشر وجوداشته و در آينده هم خواهد بود. از زماني كه انسان خلق شد بين هابيل به عنوان چهره موحد و قابيل به عنوان چهره غير موحد درگيري ايجاد شد . اين درگيري بوده ، هست و خواهد بود . چرا؟ چون زماني که خداوند متعال انسان را آفريد از همه ملائک خواست که بر او سجده کنند . خوب مي دانيد شيطان زير بار قضيه نرفت. همه سجده مي كنند الا ابليس. ابا مي كند ؛ كبر مي ورزد و كافر مي شود. لذا از اول اين دعوا بين حق و باطل بوده. يك مقطع از تاريخ بشر، انقلاب اسلامي است . از روزي كه شروع شده شياطين عالم نگذاشتند راحت باشد.

*با اين حساب شما ريشه فتنه سبز را در پيشگيري از بيداري اسلامي و جهان اسلام تعبير مي فرمائيد ؟

بله. ، آيا مي شود يك حماسه اي خلق بشود و دنياي مستكبران را دچار مشكل كند و آن وقت آنها به باورهاي ما ، به دين ما ، به ولايت ما نتازند؟ نمي شود اينكه امروز مي بينيد در داخل شيطنت مي كنند دو هدف دارند . يك هدفشان اين است كه افكار عمومي دنيا را كه الان معطوف است به اين حركت هاي آزادي خواهانه، آن هم در قالب اسلام اين نگاه و افكار را، به داخل ايران منعكس کنند. چون اگر بتوانند ام القراء را دچار چالش بكنند مي توانند آن حماسه را نيز مخدوش كنند . يعني به مردم كشورهايي مثل مصر بگويند اگر الگوي شما انقلاب اسلامي بود اکنون در درون دچار چالش شده است . اين يكي از هدفهاشان است. هدف دوم اين است كه اينها با اين كار مي خواهند مردم ايران را غافل از فتنه كنند كه در حال سازماندهي آن هستند. عرض كردم نمي شود كه انسان مؤمن و در مسير خدا باشد، شيطان از او دست بردارد . اينها از ايادي شيطان هستند. هميشه به دنبال اين بوده كه نگذارند يك امت واحدي درست بشود. موحدين سازمان يافته باشند. موحدين يك تشكيلات عظيم مثل انقلاب اسلامي داشته باشند. پس دو هدف را تعقيب مي كنند. يكي افكار عمومي دنيا را منحرف بكنند از اين حماسه اي كه با همت بلند ملت مسلمان ايران الان در دنيا رقم خورده دوم اينكه فرصت را از ما بگيرند كه بتوانند يك فتنه سبز ديگري را عليه ما تدارك ببينند.

* فتنه دوم توسط چه کساني مديريت مي شود ؟ يعني از سوي کساني رخ مي دهد که در جبهه ضد انقلاب قرار گرفتند ؟ يا از نفوذي هاي درون جبهه انقلاب صورت مي گيرد؟

منافقين يك موقع توبه تاكتيكي كردند. في الواقع توبه نكردند . چون از زمان توبه اينها به بعد نيز ما دست اينها را در همه جريانهاي عليه انقلاب به وضوح مي بينيم . بنا براين، توبه شان تاكتيكي بوده. با اين توبه تاكتيكي نفوذ كردند و در جايگاه-هاي بالا قرار گرفتند . ديني هم به انقلاب و اسلام ندارند. در گذشته هم اين را ديديم. مسؤول دفاتري ديديم كه جزشيطنت كار ديگري نمي كردند. امروز هم همين وضعيت است. اصلاً مأموريت شيطان اين بوده، هست و خواهد بود . بنابراين دنبال اين هستند كه نگذارند موحدين عالم بردنيا حاكميت پيدا كنند . محور بشوند، الگو بشوند، روزي كه فكر كنيم شيطان از ما دست برداشته آن روز اولين گام در مسير انحراف است.

*آيا شما اشاره تان به ورود و نفوذ عناصري است كه چهره ظاهرالصلاحي دارند؟ يعني توبه كردند و سعي كردند ژست انقلابي اي به خود بگيرند و از اين طريق نفوذ كردند و آمدند داخل. چه مي شود كه اينها كشف نمي شود؟ چه مي شود كه اين نفوذ علي رغم برخي از تذكرها مورد توجه قرار نمي گيرد؟


من به گذشته بر مي گردم. ببينيد تاريخ تكرار مسائل است. ببينيد يك كسي تا جايگاه آيت حق هم پيش رفت. واين نبود كه شيطان از او غافل باشد . عامل خودش را كنار خودش نسب كرد . گفت برو و بشو مسؤول دفترش. امام (ره) بطور مداوم نهيب زد و توصيه كرد که مواظب اطرافيان خودتان باشيد . ايشان بطور مستمر توجه داد که دقت كن! اين انتخاب، انتخاب صحيحي نيست. او توجه نكرد. توجه نكردن آن شخص مي دانيد تا كجا پيش رفت؟ به كجا انجاميد؟ مي دانيد ديگر. يعني در واقع مسؤل دفتر با آيت حق هم بود به اسفل والسافلين رفتند. ببينيد شيطان با لباسي بر آدم وارد مي شود با چه شيوه اي وارد مي شود. چه جاذبه اي ايجاد مي كند؟ كه باور ايجاد بكند؟ اينطور نيست كه با آن لباس و آن شيوه اي كه بر من وارد مي شود بر شما هم همان طور وارد بشود. نگاه مي كند مي بيند نقطه ضعف من و تو كجاست ؟ روزنه ورود به من كجاست ؟ از آن روزنه وارد مي شود.

موقعي كه وارد شد در وجود انسان نشست ديگه اختيار انسان مي افتد دست خودش. چون در پيشگاه الهي قسم ياد كرده است؟ دقت كنيد اين ورود شيطان به انسان از كجاست و چرا اين شيطان بر اکثريت امت اسلامي ما نتوانسته وارد بشود؟ يكي از دريچه هاي نفوذ شيطان به انسان منيّت انسان است. باورش بشود كه كسي است ، باورش بشود كه حقّ است. من بيشتر جاها به افراد گفتم، امروز ما بايد از منيت خود در برابر ولايت بگذريم، تا بتوانيم رستگاري دنيا و آخرت را داشته باشيم. هر كس كه از منيّت خود در برابر ولايت گذشت، مي شود مثل شهيد بهشتي. امام فرمودند يك ملت بود براي ملت ايران. به تنهايي يك ملت بود. ما ابتدا بايد به ولايت اعتماد داشته باشيم. چون در طول اين سي و دو سال هيچ حرف بي حسابي از زبان امام (ره) و زبان مقام معظم رهبري نشنيده ايم .

في الواقع ملت را هدايت كردند. امروز سرزمين ايران آزادترين كشور دنياست. در هيچ جاي دنيا شما سراغ نداريد كه ملت جلو تر از سيستم قضايي كيفرخواست براي مجرمين صادر كند و افرادي را به عنوان مجرم خطاب كند . ملت كيفرخواست صادر كرده، در حالي كه هنوز قوه قضائيه در صحنه نيامده. حالا چرا نيامده؟ خيلي مهم است، برخورد با اينها توجه افكار عمومي دنيا را به اينجا جلب مي کند و از حماسه اي كه خلق شده منحرف مي كند. يعني افكار عمومي دنيا الان بايد به دنبال آن حماسه عظيم باشد ، مي آيد معطوف مي شود به دستگيري مثلاً چهار تا آدم . تازه معلوم نيست اينها ارزش شان چقدر هست ؟! ببينيد نقش ولايي چقدر زيباست. نظام نمي خواهد اين حماسه خلق شده كه دنيا را در حال فراگيري است و افكار عمومي دنيا متوجه آن حماسه است را يك دفعه به خاطر چهار نفر معطوف به اينجا كند. ببينيد؛ اين تعبير ولايت است.

چقدر زيباست. در جنگ چقدر زيبا بود. در برخورد با تمام توطئه ها عين همين بود. يادتان باشد در عمليات نظامي ضربه اول حرف اول را مي زند. يعني بتواني ضربه اول را طوري وارد بكني كه نفس طرف مقابل را ببري. صدام حسين با همين تاكتيك عمليات را آغاز كرد. يعني باهمين راهبرد کشور را بمباران كردند كه روحيه ما را تضعيف بكنند و روحيه خودشان را بالا ببرند و سه روزه تهران را فتح كنند . صدام گفت تهران را سه روزه فتح مي كنم. امام (ره) پدافند غير عامل كرد. به زيبايي پدافندش نگاه كنيد. چون ما معتقديم. خداوند تبارك و تعالي فرمود "يا موسي اذهب الي فرعون..." اين آيه تنها خطاب به حضرت موسي (ع) نيست بلکه خطاب بر هر كسي است كه بخواهد مجاهد راه خدا باشد. چون اگر يادتان باشد سيّد احمد آقا (فرزند امام (ره)) در مرز كويت از امام اجازه مي گيرد كه برود استخاره كند. امام (ره) مي فرمايند استخاره كنيد و اين آيه مي آيد «يا موسي اذهب الي فرعون انهوا طغي» در ادامه اش قال رب شرح لي صدري و يسرلي امري" و الي آخر. امام (ره) آمد پدافند كرد. چقدر زيبا پدافند كرد.

فرمودند يك دزدي يا ديوانه اي آمد و يك سنگي انداخت، درست معادله برعكس شد. آنچه كه صداميان براي خودشان طراحي كرده بودند كه ما با اين حركت روحيه ملت تازه انقلاب كرده ايران را كاملاً تضعيف مي كنيم برعكس شد. روحيه ملت بزرگوار ايران بالا رفت و روحيه آنها پايين آمد. جنگ هشت سال طول كشيد اگر بيست سال هم طول مي كشيد ملت بزرگوار ايران پيروز مي شد. همين پدافند را در يك تك دشمن، مقام معظم رهبري هم انجام دادند .ملت ايران بر اساس سيره انبياء و اولياء كه از اول تاريخ بشر ملتهاي دنيا را عليه مستكبرين در دفاع از مظلومين شوراند ه اند .

امروز ملتهاي دنيا در راستاي اين آرمان ملت بزرگ ايران (كه هدايتش هم توسط امام (ره) و خلف صالح او مقام معظم رهبري صورت گرفته است) عليه اسرائيل و به نفع مظلومين تجميع شده اند. يك كسي آمد كه اين تجميع را دچار چالش بكند در برابر اسرائيل اداء احترام، از نطفه نامشروع تعريف كرد. چقدر زيبا است. اين همه خون داده شده كه ملتها داري بصيرت بشوند ، تجميع بشوند. ظالم را بشناسند، دشمن را بشناسند، مظلوم را بشناسند، دوست را بشناسند، يك دفعه اين آمد با يك تك همه چيز را به هم بريزد. مقام معظم رهبري فرمودند: يك كسي يك حرف غلطي زد. ملت بزرگوار ايران به اين حرفهاي بيهوده و پوچ توجه نمي كنند. چقدر زيبا، چقدر مدبرانه. هم عوامل دشمن را زد و هم اعلام كرد كه ملت بزرگوار ايران بصيرتش بالاتر از اين حرفهاست كه اين تك منحرفين بتواند در روحيه او اثر بگذارد. آنقدر بصيرت دارند و توجه نمي كنند به اين حرفها. در طول سي و دو سال انقلاب اسلامي ما شاهد اين پاتكها ، از سوي امام (ره) و مقام معظم رهبري بوده ايم كه خيلي قشنگ از حرمت ، از حماسه از بزرگي و عظمت و بصيرت اين ملت بزرگوار دفاع كردند. اين دفاع جانانه، اين هدايت جانانه، قبلاً چرا نبود ؟ مگر ما همان ملت نيستيم كه اسپانيايي ها ، پرتقالي ها، انگليسي ها، آمريكايي ها ، روسها هر موقع مي آمدند و مي رفتند يك سهمي كه از پيش معلوم شده بود براي خودشان ، سهم را برمي داشتند تازه ما دستشان را هم مي بوسيديم، به خاطر اين هجمه اي كه به ما كرده بودند. يك قرار داد تركمنچايي از پس آن امضاء مي كرديم. يادمان رفته؟ حالا امام (ره) تشريف آوردند، در بهشت زهرا پدافند كردند. خيلي زيبا ، چون خواست دشمن بر اين بود كه ما نوكرش باشيم ، امام (ره) فرمودند كه ما مي خواهيم شما نوكر نباشيد، آقا باشيد. امروز انقلاب اسلامي آقا هستند. در مصرو تونس و خيلي جاها انديشمندانشان مي گويند ما مي خواهيم انقلابي مثل انقلاب اسلامي ايران در كشورمان داشته باشيم .

* وقتي كه انقلاب آنقدردارد گسترش پيدا مي كند طبيعتاً فتنه هاي آينده پيچيده تر از فتنه فعلي طراحي خواهد شد. دشمن سعي اش بر اين خواهد بود. راه مقابله با فتنه را هم مقام معظم رهبري فرمودند بصيرت است. در راه كسب بصيرت مقداري اختلاف نظر وجود دارد، ما چگونه اين بصيرت را كسب كنيم ؟ يكي از روشهايي كه ما در روزهاي اخير شاهدش بوديم اين بود كه يك سري اطلاعاتي نسبت به عناصري كه فكر مي كنيم اينها ممكن است بخشي از فتنه آينده را رهبري كنند در سايتها و رسانه ها منتشر كردند. به نظر شما اين روشها چقدر مي تواند مفيد باشد ؟

در نظام ولايي شما نبايد از ولايت پيشي بگيريد، ضمن آنکه نبايد از ولايت عقب هم بيافتيد . اگر ملت بزرگوار ايران بخواهد در اين مسير استمرار داشته باشد ، و به حركت و آقايي اش ادامه بدهد بايد گوش به فرمان ولايت باشد . منافع حياتي ما ولايت است . بايد دست از اين دسته بازي ها و اين حرف و حديث ها برداريم . فقط گوش به فرمان ولايت بوده و هر آنچه مي گويد باشيم. ولايت براي عزت امت اسلامي و براي اسلام مي گويد. ما بهتر از اين چه مي خواهيم كه كسي حاكميت برسرنوشت ما داشته باشد كه جز از خدا ، چيز ديگري نمي گويد، جز براي اعتلاي امت اسلامي چيز ديگري يا رفتار ديگري از خودش بروز نمي دهد. پس بنا براين بايد مرشد ما او باشد و ماهم مريد او باشيم . نه آن كسي را مرشد بگيريم، كه مكتب ايراني همه چيزش باشد. آيا مكتب ايراني مارا به خدا مي رساند ؟ اگر قرار بود برساند خوب آن شاهان گذشته مي رساند. اين كه امروز دارند اين چيزها را مطرح مي كنند، در مسير همان فرهنگ دو هزار و پانصد ساله نظام شاهنشاهي است. هيچ فرقي نمي كند. ما الگو از اسلام بايد بگيريم كه ولايت از اركان آن است.

آنهائي مي خواهند ما را از مسير امير مومنان و اهل بيت جدا بكنند. يک روز خانمي آمد و گفت فاطمه زهرا (س) هيچ؛ اوشين. چند روز قبل هم آمدند جشن دوهزارو پانصد ساله راه انداختند كه فرهنگ پادشاهان را بياورند اينجا . آيا با فرهنگ پادشاهان، اين ملت احياء مي شود ؟ آيا با فرهنگ ايراني، احياء شده است؟ نه عزيز من، اين ملت از ايمان به خدا و با فرهنگ اميرمومنان (ع) احيا شده است.
*پس فتنه امروز بدنبال حذف اسلام است؟

زمينه سازي مي كنند كه ما توجه مان از اسلام، از قرآن، از ولايت به چيز ديگري معطوف بشود كه اگر اين شد آن وقت ديگر اين همبستگي نيست، اين وحدت نيست. اين يكپارچگي نيست، اين استقامت و پايداري نيست، اين سربازي در ركاب ولايت نيست. در يك كلام اين عزت و آقايي نيست.

*براي مقابله با اين جريان بايد چه كار كرد ؟

براي مقابله با اين جريان يك راه بيشتر نيست .طي اين سي و دو سال هزاران توطئه بود ، ما چه راهي را برگزيديم كه همه را خنثي كرديم؟ من بعد هم بايد همان راه را برگزينيم . يعني پروانه شمع ولايت باشيم .

امروز ملت مسلمان ايران ، ملت بزرگوار ايران ، چشمشان بايد به آن گلي كه كاشته اند باشد. دنبال چهار تا مهره سوخته نباشد. موقعي كه ملت كيفر خواست صادر كرد ديگر اينها وجود خارجي ندارند كه دستگيرش كنند. نه، دقت كنند هر چيزي كه ولايت مي خواهد و هرچه او مي گويد. چون او نمي خواهد اين گلي كه ملت برگوار ايران كاشته، اين حماسه اي كه خلق كرده نظر مردم دنيا از آن برگردد و بيايد به سمت داخل كه چهار نفر دستگير بشوند.

اين يعني بحث فرعي را به اصلي تبديل کردند. درست است؟

بله ،آنها بدنبال چالش ايجاد كردن در اين محيط ارزشي، در اين محيط انقلابي، در اين استوانه آزادگي هستند و مي خواهند يك فتنه سبز بزرگتر عليه ملت ايران تدارك ببيند. بايد حواسها جمع باشد. يعني بايد همه افكار، همه اذهان به سمت ولايت باشد تا نتوانند تدارك فتنه ديگري داشته باشند كه اگر هم داشته باشند با تدبير ولايت و با اقدام ملت خنثي خواهد شد.

* به نظر شما چرا ملت ايران براي جهانيان تبديل به الگو شده است؟

علت اينكه مردم ايران براي جهانيان الگو و استوانه شدند اين است كه مرزها را شناختند. مرزشناسي اين است که در خانواده قيصر يك دختر متولد مي شود بنام مليكه، در مرز مادي اين دختر قيصر روم است. ولي در مرز معنوي و عقيدتي او دختر قيصر روم نيست. او نرگس است كه اميد همه به اوست. يعني ملازم امام معصوم است، ملازم منجي است. دقت داشته باشيم . علت اينكه ملت مسلمان ايران به اين جايگاه رسيدند همين بود كه يكي ازآيات عظام پسرانش را به جوخه اعدام سپرد. نوح پسرش را طرد كرد، نبي مكرم اسلام (ص) عمويش ابوالحكم را ابو جهل خطاب كرد . مردم انقلابي و مسلمان ايران در مسير همين سيره به اين عزت و عظمت رسيدند. از يك طرف فرزندانشان را دو دستي تقديم انقلاب كردند و در مسير پيروزي انقلاب و جنگ آنها را قرار دادند. خونها شان ريخته شد، شيريني پخش كردند و از طرف ديگر اگر يكي از بچه هاشان خطا كار شد در مسير نفاق و گروهك هاي سياسي قرار گرفت، طرد كردند . پس عزيز من مرز اين است. اينجا مي شويم اشرف مخلوفات. اينجا قيمت پيدا مي كنيم مرز مادي معنا ندارد. پس بين اسلام، انقلاب اسلامي و فرزند، من بايد دفاع از ولايت بكنم نه فرزندم. پس اگر از فرزندم دفاع كنم ديگر نوح نمي شوم.

*يكي از نكاتي كه وجود دارد هم خيلي جالب بود هم اينكه شما بالاخره برادر رئيس جمهور هستيد از طرفي مدتي هم در دفتر ايشان به عنوان چشم ايشان حضور پررنگي داشتيد و طبيعتاً مناسبات ديگري هم داريد. كلامتان و حتي چهرتان هم شباهت دارد ما اگر اجازه بفرماييد دو سه تا سؤال حاشيه اي توي اين زمينه ها داشته باشيم . هم در كلام شما و هم كلام رئيس جمهور محترم از كليد واژه هاي اصلي امام (ره) زياد استفاده مي شود . مثل تفاوت امت با ملت، مثل مستضعفين و ... مي خواهم ببينم كه مطالعه نسبت به صحيفه نور آيا يك برنامه منظم در برنامه شما و اگر خبرهم داريد در برنامه رئيس جمهور هست يا اين آثار همان دوران حضور امام (ره) در جامعه است؟

من از قبل از انقلاب هم، هميشه جريان شناسي مي كردم. مي گويم اگر انسان بصيرت نداشته باشد، دشمن را نشناسد، شيطان او را نابود خواهد كرد فلذا هميشه حركت جامعه را رصد مي كنم. اين نيست كه هميشه صحيفه بخوانم . همه فرمايشات امام را رصد مي كردم، همه گفتارهاي مقام معظم رهبري را نيز رصد مي كنم تا بدانم كه تكليفم در هر مقطع چيست.

*من شنيده بودم كه رئيس جمهور روزي چند صفحه صحيفه نور مي خوانند. يك همچين چيزي خبر داريد ؟
نمي دانم اطلاع ندارم.

* . يكي از جنجالهايي كه در ايام انتخابات انجام دادند سرنام خانوادگي شما بود . ما يك سابقه اي در حزب مؤتلفه داشتيم. آن هم مسائل مربوط به حاج آقاي عسگر اولادي بود ماجراي مفصلي كه دارد انتهاي فاميلي شان كلمه مسلمان دارد گفتند ايشان يهودي الاصل است. يك همچين بازي را هم سر فاميلي شما سر آن صفحه آخر شناسنامه-اي كه نشان داده شده بود در آوردند ، من از يكي از همسايگان دوران طفوليت شما سؤال كردم كه شما رفت و آمد خانوادگي داشتيد ، چيزي يادتان مي آيد؟ سوابق خيلي روشني براي ما گفتند . منتها اينكه جواب داده نشده در افكار عمومي فكر مي كنم كه اگر صلاح مي دانيد توضيح بفرمائيد؟

در جمهوري اسلامي ايران نيز بعد از انقلاب اعلام كردند كه هر كسي فاميلي اش مشكل دارد و يا خوشش نمي آيد بيايد عوض كند. پدرم خوشش نمي آمد از آن فاميلي لذا به واسطه اسم خودشان فاميشان را گذاشتند احمدي نژاد.

*اسلام آمد يك سري رنگهاي مثبت به نوروز داد و يكي از جنبه هايي كه در اين فرهنگ اسلامي ايراني خيلي رايج است ترميم شكاف هاي درون خانواده هاست. اين شكاف ها را چگونه بايد در ايام نوروز ترميم كرد؟

بايد برويم به سمت راهبردي كه ولايت تعيين كرده ببينيم آقا چه فرموده اند؟ اگر نوروز همبستگي را افزايش مي دهد، اگر خداشناسي ما را بالا مي برد، اگر وحدت ما را زياد مي كند، اگر بصيرت و معرفت را افزايش مي دهد، خوب است. اگر غير اين صورت باشد چي؟ اين يك طرف قضيه است. طرف ديگرقضيه اين كه ما بايد ببينيم كه چه بهره برداري مي خواهند از اين بكنند؟ مي خواهند از كانال اين به مكتب ايراني برسند؟ كما اينكه خيلي افراد به مكتب ماركسيسم رسيدند ، خيلي ها به مكتب كمونيسم ، به مكتب امپرياليزم رسيدند . اينها دنبال چه چيزي هستند نوروز صد ها سال است كه در ايران به عنوان يك آداب و رسوم ملي وجود دارد. مردم موقعي كه نوروز مي شود به علت تحول طبيعت زندگي را تر و تميز مي كنند و به ديد و بازديد همديگر مي روند . اين بوده. اينكه ما افكار ملت ايران و دنيا را به اين سمت و سو سوق بدهيم معنا ندارد. ملتهاي دنيا بايد افكارشان ، در جهت مكتب آزادي بخش اسلام شكل بگيرد. ما اگر توانستيم دنيا را هدايت بکنيم به دليل اخلاق و اسلام مان است. به خاطر آداب شاهان نبوده است.

ليکن اينها مي خواهند بگويند كه به خاطر اسلام نبوده بلکه به خاطر فرهنگ پادشاهان بوده است و سپس افكار دنيا را به اين سمت سوق بدهند كه ملت ايران از قبل از اسلام به اينجا رسيده است. ما از سيره نبي مكرم اسلام (ص)، علي مرتضي (ع) و فاطمه زهرا (س) و فرزندانش بدين جا رسيديم . نه از رفتار پادشاهان. اين همان شيطنت آن خانم است كه گفت اوشين نگفت فاطمه زهرا(س) چرا؟ ببينيد ، دقت داشته باشيد طي سالهاي ۸۱ - ۸۲ در دانشگاه شريف كاريكاتور امام زمان (عج) را کشيدند . بلافاصله در دانمارك كاريكاتور نبي مكرم اسلام (ص) را کشيدند. يعني ريشه را زدند در اينجا مکتب ايران را به جاي اسلام گذاشتند و مكتب اسلام را نفي كردند. بلا فاصله در آمريكا قرآن را آتش زدند! دقت كنيم. ببينيم پياده نظام استكبار و دشمن دارد چه مي كند؟ چون ما بايد از شگردهايش پي به عامل بودنش ببريم، پي به هدفش ببريم، حواستان را جمع كنيد. مطبوعات ما، خبرنگارهاي ما، اين چيزها را كنار هم بگذارند. اينها مي خواهند از مسير نوروز ما را به سمت ديگري ببرند. فرياد ملتهاي دنيا، فرياد اسلام است. فرياد كوروش و داريوش نيست. در گذشته همين عناصر مطرود وابسته ، كه جلوي اسرائيل سر تعظيم فرود آوردند، مي گفتند يك روز را به عنوان روز كوروش تعطيل اعلام كنيم! خوب معلوم است هدفشان چيست. يعني كوروش را بگذارند جاي اميرمومنان (ع). الگوي ما اميرمومنان(ع) است، مكتب ما اسلام است. اگر مكتب ايران بخواهد براي ايرانيان به عنوان يك مكتب باشد خوب لنين و استالين مي گويند كمونيسم، جاي ديگر مي گويند ماركسيسم و امپرياليزم. در داخل نيز قبل از اينها اسلافشان مي گفتند: خلق مسلمان، خلق عرب، خلق كرد، خلق لر. آيا با اين شكل امت واحد درست مي شود؟

اسلام امت واحد مي خواهد. عرب، عجم، كُرد، لر، فارس همه آمدند زير لواي اسلام . ما سي و دو سال با رفتار زيباي اين امت كه ثمره هدايت امام (ره) و در ادامه آن مقام معظم رهبري است، الگوي جهانيان شديم و همه را در جهت مبارزه با ظالم و دفاع از مظلوم تجميع كرده و به سوي ارزشهاي معنوي سوق داده ايم

+ نوشته شده در  سه شنبه سی ام فروردین 1390ساعت 17:37  توسط ملا سعید   | 

تگاهی به جانشین احتمالی بقایی و مشایی

بویی که به مشام می رسد ، بوی الرحمن مکتب ایرانی نیست !
تگاهی به جانشین احتمالی بقایی و مشایی
در حالی که به روزهای پایانی فروردین ماه نود نزدیک می شویم و طبق گفته ها طی چند روز آینده جانشین بقایی در سازمان میراث فرهنگی معرفی خواهد شد به نظر می آید احمدزاده استاندار فارس که مشاورت جماعت ایرانیان خارج کشور را برعهده دارد و به شدت مورد حمایت مشایی نیز هست جانشین بقایی خواهد شد . پخش شدن این خبر در میان اصحاب رسانه استان فارس و در پی آن احتمال تغیییر فرماندار شیراز واکنش های متفاوتی را در پی داشت ، واکنش هایی که در سطح فضای مجازی بسیار قابل تامل است .
"عماریون"- در حالی که به روزهای پایانی فروردین ماه نود نزدیک می شویم و طبق گفته ها طی چند روز آینده جانشین بقایی در سازمان میراث فرهنگی معرفی خواهد شد به نظر می آید احمدزاده استاندار فارس که مشاورت جماعت ایرانیان خارج کشور را برعهده دارد و به شدت مورد حمایت مشایی نیز هست جانشین بقایی خواهد شد . پخش شدن این خبر در میان اصحاب رسانه استان فارس و در پی آن احتمال تغیییر فرماندار شیراز واکنش های متفاوتی را در پی داشت ، واکنش هایی که در سطح فضای مجازی بسیار قابل تامل است .
طیف حامیان مدیران فارس :
وبلاگ نویسان و اصحاب رسانه :
این طیف که اکثریت غالب آن ها وبلاگ نویس هستند و خود را دانشجویان منتسب به ... خواهان معرفی می نمایند ، فعلا از اظهار نظر در مورد تغییر احمد زاده صرف نظر کرده و تنها به گلایه از تغییر فرماندار شیراز بسنده کرده اند . اما واقعا چرا ؟ استاندار فارس طی زمان نشان داده است که در پی تغییر پست های مدیریتی ، تیم مدیریتش را نیز با خود همراه می کند و نزدیکان وی همیشه ثابت هستند ، پس تعجب نکنید ! اگر روزی شنیدید چند نفر از همین دانشجویان منتسب در میراث فرهنگی مشغول شده اند ! از همین رو واکنش چندانی نسبت به تغییر ایشان از سوی این طیف دیده نمی شود . اما در مورد فرماندار شیراز مسئله فرق می کند گمانه زنی ها حکایت از عدم تمدید حکم ماموریت وی دارد و در صورتی که این امر محقق شود احتمالا وی باید به سازمان ماموریت دهنده باز گردد . همین امر باعث شده است این طیف واکنش گسترده ای نسبت به این موضوع نشان دهند و حتی در حرکاتی جهت عقده گشایی ، سوابق خانوادگی مدیران قبلی و همچنین حقوق و مزایای مدیران فعلی را مورد انتقاد گسترده قرار داده ند ! به این امید که شاید با پر رنگ نمودن نقش فرماندار در سیستم مدیریتی استان از عدم تمدید حکم ماموریت وی جلوگیری کنند . اما رسانه های تحت نفوذ نیز در این موضوع کم نگذاشته اند به طوری که یکی از خبرگزاری ها طی چند روز اخیر هر حرکت مدیران استانی را به صورت مفصل در قالب مصاحبه و گزارش منتشر می کند و سیمای فارس نیز در حرکتی عجیب حال که به نظر می آید مدیریت استان به روزهای پایانی مدیریت خود در استان نزدیک می شود ، مستند سفرهای بین الشهری و روستایی مدیران را پخش می کند ! (و این طور می نماید که پس از مشاهده این مستندها باید بگرییم !!!) به نظر می آید این رسانه ها سعی در سابقه سازی برای بعضی ها دارند !
طیف مخالفان مدیران فارس :
در بررسی این طیف می توان به دو گروه اشاره کرد :
الف . آقازاده ها و زمین خواران سنتی :
(که البته تعداد بسیار کمی هستند و سعی می کنند زیاد در رسانه ها دیده نشوند و بیشتر سعی می کنند زمین بخورند تا اعلام مخالفت کنند) ، اگر منصفانه بنگریم می توان گفت مبارزه با زمین خواری و کنار گذاشتن آقازاده های سنتی که از قدیم الایام بلای جان استان فارس بوده اند از حرکت های مثبت تیم مدیریت فعلی در روزهای آغازین مدیریتشان بود ، مبارزه ای که با گذشت زمان و با اضافه شدن جهت گیری های سیاسی به آن گویی از مسیر صحیح خارج شد و کم کم خود باعث به وجود آمدن آقازاده های جدید شد . در این میان فارغ از نحوه رفتار تیم مدیریت فعلی با بحث زمین خواری و اهداف آنان در این مبارزه (که خود جای بحث بسیار دارد) می توان گفت آقازاده ها و زمین خواران سنتی در طول زمان ثابت کرده اند که با هر مدیریتی که برخلاف میل ایشان رفتار کند مخالفت می کنند و امروز نیز در رسانه های منتسب به ایشان خوشحالی وافری را حداقل از کمرنگ شدن بحث مبارزه با زمین خواری با تغییر مدریرت در استان می توان دید .
ب . منتقدان منصف و مخالفان مکتب ایرانی :
نزدیکی بیش از اندازه تیم مدیریت فعلی به تفکرات آقای مسئله فرعی و ایضا خود آقای مسئله فرعی ، در طی زمان و به تبعِ کل کشور باعث مرز بندی شدید بین اصولگرایان حامی دولت نهم و دهم با تیم مدیریت فعلی شد . این نزدیکی تا آن جا ادامه یافت که منجر به برگزاری کنسرت های موسیقی ایرانی ،‌جشن های تقدیر از رسانه های ایرانی ، جشنواره های موسیقی ایرانی ، جشنواره های فیلم ایرانی و جشنواره هفت سین ایرانی شد و همین اواخر قرار بود جشن های تخت جمشید ایرانی در استان فارس برگزار شود که پس از واکنش عموم مردم لغو شد ! در حقیقت تیم مدیرت فعلی در دوران مدیریت خود دستورالعمل های مکتب ایرانی که امروز به عنوان برنامه های کلان فرهنگی ! محسوب می شوند را در استان به اجرا گذاشت و همین امر باعث شد نیروهای ارزشی به شدت در جبهه مخالفان این نوع مدیریت قرار گیرند که در مطالب قبلی به صورت مفصل به آن اشاره شده است (مانند ماجرای خانه ایرانیان ، جشن های پر زرق و برق ایرانی ، هجمه رسانه ای به کنگره شهدا و بسیاری دیگر ...) .
همین عملکرد تیم مدیریت فعلی باعث شده است با پخش خبر تغییر مدیریت فعلی موجی از شادی و خوشحالی مخرب در بین دوستان ما در فضای مجازی راه بیفتد تا آنجا که برخی دوستان گفته اند که : " آی مردم چه نشسته اید که ما تغییرش دادیم " !!! ، که البته نمی توان گفت تلاش این دوستان بی تاثیر بوده است . اما این تغییر از چندین جهت قابل بررسی است که تحلیل آن در حوزه انتخابات پیش رو بسیار قابل تامل است . سعی می کنیم از سطحی ترین تحلیل شروع کرده و موضوع را بسط دهیم :
سطح یک ، "حفظ ظاهر" :
الف . می توان گفت پس از انتقادهای فراوان از نحوه عملکرد تیم مدیریت فعلی استان ، دوستان در دولت دهم به این نتیجه رسیده اند که مدیریت فعلی را تغییر دهند ؛ که البته احتمال این موضوع با شناختی که از دولت محترم داریم بسیار کم است و جای تامل بسیار دارد و انتظار از عزیزان در فضای مجازی این است که میل باطنی و خوشحالی شان را به عنوان تحلیل منتشر نکرده و به خورد عموم ندهند .
سطح دو ، "کلک مرغابی" :
ب . پس شدت گرفتن انتقادها در ماه گذشته نسبت به موضوع برگزاری جشن های مکتب ایرانی در فارس به صورتی که موضوع این انتقادها کم کم داشت در سطح رسانه های عمومی و کشوری انعکاس می یافت ؛ شاید صحبت از این تغییر و تحولات برای کم کردن موج انتقادات و سرپوش گذاشتن بر نحوه عملکرد مدیریت استان باشد تا فرصتی برای ادامه مدیریت ایشان به وجود آید که البته به نظر می آید احتمال این موضوع بسیار کم است .
سطح سه ، "بازی برد ، برد" مکتب ایرانی :
پ . در میان چهره های معرفی شده برای جانشینی استاندار فارس تنها یک چهره حمایت قوی مشایی را به همراه دارد (همان طور که می دانید این حمایت این روزها خیلی تاثیر دارد !) . وی که نماینده استان فارس است و در سفر به آمریکا نیز همراه دولتمردان بوده است قوی ترین گزینه برای جانشینی استاندار فارس است . در حقیقت می توان گفت با انتخاب وی و با توجه به نزدیکی ایشان به آقای مسئله فرعی و جریان مکتب ایرانی در حقیقت هیچ تغییری در نوع و محتوای مدیریت استان صورت نخواهد گرفت . یک نکته جالب : نماینده محترم در نطقی خطاب به مدیریت استان گفته اند : "یک ماه برای تعیین تکلیف کمربندی شیراز فرصت دارند وگرنه ... " (نقل به شبیه) ، حال اگر خود ایشان مدیریت را بر عهده گیرند چه کسی به این سوال پاسخ خواهد داد ؟
سطح چهار ، "انتخابات" :
ت . با نزدیک شدن به انتخابات پیش رو کم کم شاهد تشکیل حلقه های انتخاباتی در سطح کشور هستیم ، کارشناسان تغییر پست های مدیریتی در دولت دهم را آغاز تشکیل حلقه های انتخاباتی عنوان کرده اند . (که خود بحثی بسیار گسترده می طلبد و از حوصله ی این بحث خارج است) . اما جایگاه استاندار فعلی فارس در این موضوع کجاست ؟ اگر فرض را بر این بگیریم که این تغییر اتفاق بیفتد در حقیقت استاندار فعلی در پستی قرار خواهد گرفت که فارغ از محتوایش نزدیک ترین محل به حلقه اول مدیریت کشور است و در حقیقت خود او به زودی در این حلقه قرار خواهد گرفت . حضور یک جوان پر انرژی و همچنین نزدیک به عقاید و ایدئولوژی آقای مسئله فرعی در این حلقه از چندید جهت قابل بررسی است : یک . فعالیت انتخاباتی در جهت جذب جوانان و اعطای پست های مدیرتی به جوانان . دو . فرض کنیم دوستان بر سر کاندیداتوری مشایی برای انتخابات پیش رو به اتفاق نظر نرسند ! آن موقع چقدر جالب می شود اگر استاندار فعلی به عنوان کاندیدای جوان ریاست جمهوری مطرح شود !
از بحث در مورد سایر جوانب این تغییر و تحولات صرف نظر می کنیم . اما در جایی از مطالب قبلی خطاب به معتقدان مکتب ایرانی آقای مسئله فرعی گفتیم و اینجا باز هم تکرار می کنیم که : (نقل شده به شبیه) " اساسا شعر بافتن‌های آقای مسئله فرعی ارزشی برای مردم ندارد و کوچک‌ترین توجهی هم خرج آن نمی‌کنند تا احتیاجی به روشنگری آقایان داشته باشد ! این موضوعی است که تنها برای سیاسیون و تیم دانش جوی ان شما ارزشمند است و تاریخ مصرف آن هم تا وقتی است که همین دولت بر سر کار باشد . نقشه‌های احتمالی آقایان برای انتخابات آینده هم بیش از حد خیالپردازانه است . "
و اما دیشب در جلسه کانون فتح که به خاطر مسائلی جلسه بسیار پر محتوایی بود (شاید بعدا به این محتوا اشاره کنیم) ، آن جا که بحث به تغییر و تحولات مدیریت استان کشیده شد ، یکی از دوستان در مورد تغییر و تحولات پیش بینی شده برای مدیریت استان حرفی زد که ذهنم را بسیار درگیر خود کرده است : بویی که به مشام می رسد ، بوی الرحمن مکتب ایرانی نیست !
+ نوشته شده در  سه شنبه سی ام فروردین 1390ساعت 17:30  توسط ملا سعید   | 

حمله نوری زاده به سعید حدادیان و دفاع از مشایی

تلویزیون کاخ سفید نگران حرمت رئیس دفتر رئیس جمهور است!
حمله نوری زاده به سعید حدادیان و دفاع از مشایی
انتقادات حداديان از رييس دفتر رئيس جمهور، صداي نوري زاده کارشناس رسمی تـلويزيون صداي آمريكا را درآورد. شب گذشته نوري زاده با حضور در تلويزيون فارسي صداي آمريكا در پاسخ به سوال اعتراضي مجري و در واكنش به سخنان چند ماه قبل سعید حداديان عليه رئيس دفتر رئيس جمهور از آن به تندي انتقاد كرد.
"عماریون"- سایت ارزشی صراط نیوز نوشت: انتقادات حداديان از رئيس دفتر رئيس جمهور، صداي نوري زاده کارشناس رسمی تـلويزيون صداي آمريكا را درآورد.

به گزارش صراط نيوز، شب گذشته نوري زاده با حضور در تلويزيون فارسي صداي آمريكا در پاسخ به سوال اعتراضي مجري و در واكنش به سخنان چند ماه قبل سعید حداديان عليه رئيس دفتر رئيس جمهور از آن به تندي انتقاد كرد.

بنابراين گزارش، اين عنصر فراري در دفاع از رئيس دفتر رئيس جمهور گفت: اين رژيم ادبياتش اين است! آقاي خميني به مرحوم زنده ياد دكتر! بختيار گفت بياباني. وي افزود:از اول منطق اينها اين بود، راجع به شاه و بقيه وزرا اينگونه حرف مي زدند.

اين عنصر ضد انقلاب خاطر نشان كرد: به هر حال آقاي رحيم مشايي هرچه باشد رئيس دفتر رئيس جمهور است!! وي تصريح كردبه هرحال (مشايي) يك حرمتي بخاطر مقامش دارد!!

گفتني است دلسوزي نوري زاده براي اخلاقيات و نگراني از بي حرمتي به مشايي بخاطر سمت بلندپايه اش! در حالي است كه اولا اين عنصر ضد انقلاب ، دولت دهم را به عنوان دولت قانوني و منتخب مردم به رسميت نمي شناسد، ضمن اينكه در طول دوران همكاري با ضد انقلاب خارج نشين و رسانه هاي استكباري ، شديدترين توهين ها و دروغترين تهمت ها را به عالی ترین مقامات جمهوری اسلامی منتسب كرده است و هيچگاه كوچكترين احترامي براي ايشان قائل نشده است.

لازم به یاد آوریست حاج سعید حدادیان چندی پیش در سخنان خود آرزو کرده بود تا مشایی هر چه سریعتر به بهشت برود!

از سوي ديگر معلوم نيست دفاع نوري زاده از مشايي و ابراز نگراني از بي حرمتي به وي، با مواضع انحرافي رئيس دفتر رئيس جمهور و اهانت اخير او به مراجع عظام تقليد و ارتباطات او با عناصري مانند هوشنگ امير احمدي ارتباطي دارد يا خير؟
+ نوشته شده در  سه شنبه سی ام فروردین 1390ساعت 17:24  توسط ملا سعید   | 

جریان نفاق نفوذی در دولت به دنبال فتح مجلس است

برخی منابع نزدیک به اسفندیار رحیم مشایی در سناریویی هدفمند از احتمال کاندیداتوری وی در انتخابات نهم مجلس شورای اسلامی از حوزه انتخابیه رامسر خبر می دهند.
"عماریون"- سایت ارزشی مشرق نوشت: انتشار این خبر از سوی اطرافیان مشایی که از هفته گذشته در میان محافل سیاسی زبان به زبان پیچید، میتواند با اهداف متعددی طراحی و منتشر شده باشد.
بزرگترین نگرانی مشایی و حامیان وی که حتی دغدغه آن را هم نمی توانند کتمان کنند، تایید صلاحیت وی توسط شورای نگهبان است.
مشایی که با دستور صریح مقام معظم رهبری از معاونت اولی رئیس جمهور در دولت دهم کنار گذاشته شد، مخالفان ومنتقدان جدی در حوزه های علمیه و ساختار های مختلف نظام اسلامی دارد که وی را متهم به انحرافات عدیده فکری و عقیدتی می کنند.
انتشار شایعه و یا خبر کاندیداتوری مشایی می تواند با هدف رصد فضای فکری مسوولان نظام ، محافل سیاسی، رسانه ها و افکار عمومی طراحی شده باشد، رصدی که شخص مشایی و محافل نزدیک به وی سخت نیازمند تعیین میزان این حساسیت ها هستند.
به نظر می رسد اضطراب طیفی از به ظاهر طرفداران مشایی که اطراف وی حلقه زده اند کمتر از شخص وی نباشد چرا که برای سرنوشت و آینده سیاسی آنها مهم و حیاتی است که بدانند بر سر کدام گوری باید شیون کنند. آنان نمی خواهند بر سر قبری بگریند که بعدها معلوم شود در آن اثری از مرده نیست و بر روی اسب بازنده شرط گذاری کرده اند.
واکنش ها به این خبر می تواند حداقل به دو گونه انجام شود. واکنش اول به صورت سکوتی که نه از سر رضایت بلکه برای خنثی کردن بازی مشایی و حامیان وی خواهد بود. مسوولان دستگاه های نظارتی با سکوت هوشمندانه شان می توانند طراحی تیم مشایی را خنثی کرده و در وقت مقتضی و قانونی به وظیفه شان در قبال مسوولیت قانونی و شرعی خود جامه عمل بپوشانند.
اما واکنش دوم می تواند با موج سنگینی از اظهار نظرهای صریح در مخالفت با کاندیداتوری مشایی همراه باشد و به صراحت از رد صلاحیت وی به دلیل انحرافات فردی و فکری وی سخن گفته شود، که این امر می تواند به سود اسفندیار رحیم مشایی بوده و از فرصت موجود که زمان قابل اعتنایی هم در اختیار دارد، انواع و اقسام فشارهای سیاسی و رسانه ای را بر مراکز تصمیم گیر و همچنین مسوولین نظارتی وارد نماید و فضای حساس کشور را درگیر نزاع سیاسی بی سرانجامی نماید که برنده اصلی آن بدخواهان نظام اسلامی خواهند بود.
اگر چه در این مجال نمی خواهیم به ابعاد دیگری از این پروژه اشاراتی داشته باشیم اما به نظر می رسد که در نهایت، مشایی تنها یک برگه تایید صلاحیت می خواهد و ممکن است پس از اخذ این برگه ، از ورود به صحنه رقابت که محکی مناسب برای داشته های وی می باشد انصراف داده و تنها روی اخذ صلاحیت خود توسط شورای نگهبان مانور دهد. اخذ صلاحیتی که فضای سیاسی و حوزه های علمیه و رسانه ها را دچار یک چالش اساسی خواهد کرد.
این تیم بازی ها و شعبده های فراوانی را تا اسفند ماه تدارک دیده است. آیا مشایی حاضر است در آخرین موعد قانونی یعنی تیر ماه سال جاری از ۱۵ مسوولیت رسمی خود در دولت استعفا دهد و از رانت حضور در دولت صرف نظر نماید؟ اگر این اتفاق بیفتد یقینا شاهد تحولات جدیدی در معادلات سیاسی کشور خواهیم بود.
+ نوشته شده در  سه شنبه سی ام فروردین 1390ساعت 17:22  توسط ملا سعید   | 

افشاگری پیام فضلی‌نژاد با استناد به سخنرانی علامه مصباح یزدی:

افشاگری پیام فضلی‌نژاد با استناد به سخنرانی علامه مصباح یزدی:
نسبت «مشایی» و «فراماسونری»
اصلي‌ترين گزاره «فرقه مشائیه» يعني شعار «خدا شدن انسان» (اومانيسم اسلامي) كپي‌برداري كهنه‌اي از تئوري «اسلام آمريكايي» براي «تجزيه دين» است ... کسی که حامی بازگشت «سیدحسین نصر» (رییس دفتر سابق فرح پهلوی و عضو فعلی بنیاد اشرف پهلوی) به ایران است، «اسفندیار رحیم‌مشایی» بود نه آقای حداد عادل...
"عماریون"- سایت ارزشی صراط نوشت:

پیام فضلی نژاد - پژوهشگر موسسه کیهان:

سخنراني آيت الله «محمد تقي مصباح يزدي»را پيرامون بازتوليد تشكيلات فراماسونري در ايران كه روز 24 فروردين 1390 در جمع مسئولان «شوراي عالي زنان» ايراد شد، بايد يكي از مهمترين سخنرانيهای تاريخ سياسي معاصر دانست؛ چه اينكه نمادها و نشانههاي معرفتي- سياسي دو دهه گذشته حكايت از ظهور پديدهاي به نام «كودتاي ايدئولوژيك ماسونها» در ايران دارد كه در تحليلهاي امنيتي، موفقيت چنين كودتايي را «شرط لازم» براي «سقوط فيزيكال» يك نظام سياسي ميدانند. هر چند دو ماه پيش نیز يكي از نزديكان آيتالله مصباح يزدي در گفتگويي خبر از نقطه نظرات ايشان پيرامون «افزايش نفوذ جريان فرهنگي فراماسونري در بدنه دولت» داده بود، اما اينبار اشارات صريح رييس «موسسه آموزشي و پژوهشي امام خميني (ره)» به شاخصهاي اين فرقه نفوذي و مقايسه تطبيقي آن با رويكردهاي شبهمعرفتي مانند «مكتب ايراني» و «مليگرايي» سبب شد تا دوباره حساسيت پيرامون كاركرد فراماسونري در ايران از حاشيه بحثهاي تئوريك به متن مسائل سياسي كشور بيايد.
گويي تاريخ هم براي «آيتالله» - كه نه تنها «فقيه» بلكه «فيلسوفي الهي» است – و هم براي ما تكرار ميشود. او يكبار پيشتر در پايان دهه 1370 با ارائه سلسله گفتارهاي انتقادي خود پيش از خطبههاي نماز جمعه تهران عليه گفتمان ماسوني اصلاحطلبان شوريده بود و اكنون نيز در روزهاي آغازين دهه 1390 بار ديگر با اتخاذ موضعي بههنگام عليه بازتوليد ايدئولوژي و تشكيلات فراماسونري در ايران به ميدان آمده است. با اين تفاوت كه يك دهه پيش، آيتالله «مصباح يزدي» به «خوديها» پيرامون نفوذ «غيرخوديها» هشدار داد، اما نگراني امروز او از «نفوذ ماسونها در جريان خودي» است؛ هر چند محور هر دو هشدار آيتالله به فاصله يك دهه، ظهور قرائتهاي التقاطي ديني از «اسلام سكولار» و «نسبيگرايي» تا «مكتب ]اسلام[ ايراني» و «مليگرايي» است. هشدار آيتالله روشن است: نزاع ميان «اسلام آمريكايي» با «اسلام ناب محمدي(ص)» با صورتي نوين و ماهيتي ثابت براي «تجزيه دين» - این بار توسط فرقه مشائیه- ادامه دارد و بنابر آموزههاي امام خميني(ره) نباید از اين دشوارترين «جنگ عقيدتي» ميان حق و باطل غافل بود. براي همين آيتالله مصباح يزدي ميگويد: «خطري كه من احساس ميكنم شديدترين خطري است كه تاكنون اسلام را تهديد كرده است و آن هم از سوي نفوذيهايي است كه در بين خوديها در حال رشد هستند.»

فراماسونري؛ از لندن تا تهران
ظهور لژهاي سري فراماسونري را در جهان بايد در دهههاي 1650 و 1660 ميلادي در «دانشگاه آكسفورد» انگلستان جستجو كرد؛ دانشگاهي كه هفته گذشته نيز نامش به سبب حمايت از «مهدي هاشمي» در صدر اخبار جنجالي قرار گرفت. دانشمنداني مانند «اسحاق نيوتن» و فلاسفه تجربهگرا مانند «جان لاك» - كه تئوري «جامعه مدني» او در نيمه دهه 1370 به شعار اصلاحطلبان و دولت «سيدمحمد خاتمي» بدل گشت - از نخستين كساني بودند كه با تاسيس انجمنهاي مخفي زمينههاي رشد فراماسونري را فراهم ساختند و با توليد «مباني نظري سرمايهداري» به تدوين ايدئولوژي ماسوني كمك كردند. فراماسونري در اروپاي قرن هفدهم، از يك سو مبنايي ايدئولوژيك و زيربنايي معرفتي يافت كه پروتستانهاي مسيحي آن را بر شاخصهاي «ليبراليسم كلاسيك» (با تكيه بر مالكيت خصوصي و مشروعيت سرمايهداري) و «اومانيسم الحادي» (با تكيه بر انسانمحوري و انكار فطرت الهي) بنا كردند؛ پيشروان آن شعار «عشق به انسان» و واژگان سهگانه «آزادي، برابري، برادري» را با نوعي از «معنويت يهودي» (كاباليستي/ صهيونيستي) و «تساهل مذهبي« درآميختند و سرانجام از دل رواج اين مباني تئوريك، در دهه 1680 يك تجديدنظرطلبي بزرگ و سپس كودتايي ايدئولوژيك عليه آئين مسيحيت آغاز گشت كه به تحولات موسوم به «انقلاب باشكوه» 1688.م انگلستان رسيد؛ اين اولين «انقلاب مدرن» به روايت اصلاحطلبان سكولار، اما در واقع نخستين «كودتاي ماسوني» در جهان بود و از قضاء توسط «حزب سبزهاي انگلستان» (حزب ويگها) و سرمايهداران يهودي به وقوع پيوست و نخستين حلقه از كودتاهايي بود كه موج آن به فرانسه و سپس آمريكا در سال 1789.م رسيد.

دين و فراماسونري در ايران معاصر
اگرچه موج ترويج ايدئولوژي ماسوني با دستور «جرج سوم» پادشاه انگلستان به «سر گوراوزلي» (سفير وقت بريتانيا در تهران) به ايران نیز رسيد، اما تاسيس «انجمن مخفي فراموشخانه» توسط «ميرزا ملكم خان ارمني» را در سال 1275ه.ق نخستين تكاپوي رسمي- تشكيلاتي فراماسونرها ميدانند كه براي ساخت طبقه روشنفكران سكولار (غيرديني/ عرفي) و گسترش فلسفه اومانيستي پديد آمد تا به روايت ملكمخان، اين روشنفكران از دل قرآن و با استفاده ابزاري از اسلام به صورتبندي گفتمان ليبراليستي بپردازند؛ گفتماني التقاطي كه با شعار «رنساس اسلامي» به پيدايش «اسلام ليبرال» انجاميد و در تحولات منتهي به «انقلاب مشروطه» نيز نقشآفرين بود. يكي از كليديترين بخشهاي سخنراني آيتالله مصباح يزدي معطوف به همين بازه زماني و شيوه عمل ماسونها است، چنانكه اين فيلسوفِ متأله معاصر از رهگذر مقايسه تطبيقي ميان دوران مشروطه با عصر پس از انقلاب اسلامي ميگويد: «امروزه در درون جامعه ما تشكيلات فراماسونري در حال شكل گرفتن است و همانطور كه در دوران مشروطه، فراماسونري با شعار قرآن و اسلام پيش آمد، امروز نيز فراماسونري با شعارهاي اسلام و انقلاب جلوه ميكند و تحت پوشش آن حرف خود را بيان ميكند، يعني قالب را حفظ و محتوا را عوض ميكند.»
ماسونهاي ايران هيچگاه از روش ميرزا ملكمخان براي «استفاده ابزاري از دين» عدول نكردند و در طول سه دهه تاريخ انقلاب اسلامي كوشيدند تا اصول موضوعه گفتمان ليبرال سرمايهداري را از دل اسلام استخراج و استنتاج كنند و تئوريهاي ماسوني را با مستندات قرآني درآميزند تا تجديدنظرطلبي ايدئولوژيك خود را به نام «اصلاحطلبي ديني» پيش ببرند، چرا كه به روايت «مصطفي ملكيان» (ايدئولوگ جريان موسوم به روشنفكري ديني) هيچ گفتماني در ايران بدون اتكاء به ادبيات ديني رشد نخواهد كرد و حتي لائيكها نيز براي گسترش آراء خود راهي جز استفاده از ادبيات مذهبي ندارند. اين همان روشي بود كه «عبدالكريم سروش» و «محمد مجتهد شبستري» براي صورتبندي تئوري »دين سكولار» از پايان دهه 1360 در حلقه ماهنامه «كيهان فرهنگي» پيش گرفتند. سروش از ارديبهشت 1367 تا هنگام توقف انتشار «كيهان فرهنگي» در زمستان 1369 به انتشار سلسله گفتارهای «قبض و بسط تئوريك شريعت» پرداخت كه در آن تمام اركان ايدئولوژي ماسوني، از هرمنوتيك متن قدسي تا نسبيگرايي ديني تحت عنوان «قرائت رحماني از اسلام» جمع شده بود و ديري نپائيد كه در پائيز 1370 با انتشار ماهنامه «كيان» كوشش مستمر براي گسترش تفسير سكولار از اسلام انسجام و صورت تازهاي يافت. حلقه كيان، در نيمه اول دهه 1370، از يك سو با مشاركت مروجان فراماسونري (مانند رامين جهانبگلو) به نهادينه ساختن تئوري جامعه مدنيِ «جان لاك» (از نخستین فلاسفه فراماسون) پرداخت و از سوي ديگر، با انتشار آراء جناح موسوم به «روشنفكران ديني» مانند «عبدالكريم سروش»، «محمد مجتهد شبستري»، «محسن كديور»، «محمدتقي فاضل ميبدي» و... به قرائتسازي از متن قدسي قرآن روي آورد.
گفتمان «اسلام سكولار» يك «كودتاي ايدئولوژيك» عليه فلسفه انقلاب اسلامي بود و نزاع ميان «اسلام آمريكايي» و «اسلام ناب محمدي(ص)» را كليد زد؛ نزاعي سرنوشتساز كه امام خميني(ره) آن را پيچيدهترين و دشوارترين «جنگ عقيدتي» در جبهه حق و باطل دانستهاند. رهبران فكري «اسلام آمريكايي» (دين سكولار) در ايران صرفاً مترجماني دست سوم به شمار ميرفتند كه با كپيبرداري از تئوريهای فيلسوفان يهودي مانند «هانا آرنت»، «سر كارل پوپر»، «سر آيزايا برلين»، «ريمون آرون» ميخواستند «تئوري ماسوني علم» را از محافل آكادميك به عرصه عمومي بكشند. كار به جايي رسيد كه «سيدمحمد خاتمي» نيز سال 1373 در كتاب «از دنياي شهر تا شهر دنيا» فلاسفه فراماسون از «جان لاك» تا «دني ديدرو» (سردبير دايرهالمعارف فرانسه، ارگان فكري فراماسونري فرانسه) را آزاديخواه و ديندار معرفي كرد و شعار «جامعه مدني» را به عنوان اصليترين ركن تبليغات انتخاباتي خود در انتخابات رياستجمهوري دوم خرداد 1376 برگزيد. پيروزي اصلاحطلبان در دوم خرداد 1376 از سوي سروش به «پيروزي روشنفكران ديني» تعبير گشت، اما هيچگاه عصر اقتدار سياسي ماسونها در ايران فرا نرسيد؛ حتي اهداء «جايزه اراسموس» در سال 1383 از سوي «كلوپ سري بيلدربرگ» (مجمع عالي فراماسونري جهاني) و توسط «پرنس برنهارد» (وليعهد هلند) به «عبدالكريم سروش» نيز بر دايره نفوذ اين نحله سياسي در كشور نيافزود. سروش در دهه 1380 از سوي بيلدربرگيها به لقب «پرنس اومانيستها» ملقب شد، اما اکنون چه کسی گزینه ماسونها برای دریافت پنهان یا آشکار این لقب درایران است؟!

اسلام آمريكايي؛ از دين سكولار تا مكتب ايراني
مرگ گفتمان اصلاحات در ايران، اما پايان تكاپوهاي ماسونها براي كودتاي ايدئولوژيك عليه انقلاب اسلامي نبود و صورتبندي «اسلام آمريكايي» در چهرهاي ديگر پديدار گشت. سال 1386، به پیشنهاد «مايكل لدين» (كارشناس ارشد CIA و نظريهپرداز يهودي موسسه امريكن اينترپرايز) چاپ قرآن سکولار در دستور كار «پنتاگون» قرار گرفت. يكسال بعد «عبدالكريم سروش» نيز از كنار كاخ سفيد، برای مخدوش ساختن اصالت متن و مرجعيت قرآن، وحي را به الهام و پيامبر را به شاعر تشبيه کرد و همان هنگام «اكبر گنجي» با انتشار رساله «قرآن محمدي» در «راديو زمانه» به ارائه تفسيري اومانيستي از اسلام پرداخت، اما ناگهان در ايران نيز از درون دولت اصولگرا يك فرقه انحرافي موسوم به «فرقه مشائيه» ظهور كرد كه با اتكاء آشكار به تئوريهاي «ريچارد فراي» (ايرانشناس فراماسون و عضو رسمي سازمان اطلاعات نظامي ايالات متحده) از تريبونهاي رسمي به ترويج يك «قرائت» جديد از «اسلام» دست زد: «اسلام ايراني» و «مكتب ايراني»، همان تفكري كه در كتاب «عصر طلايي فرهنگ ايران» به عنوان «قرائتي رحماني از اسلام در ايران» ستايش شده و روی دیگر سکه «تجدیدنظرطلبی اسلامی» و «تجزیهطلبی دینی» است.
تنها عملكرد سياسي «فرقه مشائیه» محل نقد و تأمل نيست؛ وقتي سال 1388 عنصر اصلي اين فرقه در دولت بر اهداء جايزه «حکمتانه بوعلي سينا» به «سيدحسين نصر» - كه از مبلغان اسلام آمريكايي و تصوف انحرافي در دانشگاه آمريكايي «جرج واشنگتن» است- اصرار ميكند و سرانجام رييس دفتر «فرح پهلوي» در دهه 1350 به واسطه کوشش اين دولتمرد دل ربوده از رياست محترم جمهوري «براي فعاليتهاي برجسته همبستگيساز دانش و معنويت در ارتقا کيفيت زندگي» ستوده ميشود، بايد از سطح يك بحث سياسي به درون يك مساله معرفتي رفت. تبليغات «فرقه مشائيه» عین تفكر اومانیستي برخاسته از غرب سکولار است؛ چنانكه اصليترين عنصر اين جريان حاشيهساز در سخنرانيهاي خود گفت «تعظيم به انسان برابر تعظيم به خداوند است» و وعده «خداشدن انسان» را داد؛ وعدهاي كه چهار قرن پيش در عصر موسوم به «روشنگري» فراماسونرهايي مانند اصحاب دايرهالمعارف فرانسه دادند و نتيجه آن جز فروپاشي اركان پروژه مدرنيته نبود.
فرجام فروپاشي مدرنها به آنجا رسيد كه سال 2005 «ريچارد رورتي« (بزرگترين فيلسوف آمريكا) با اعلام «مرگ فلسفه غرب سكولار» از «تراژدي غرب مدرن» گفت و حالا، هنگامي كه مرگ ايدئولوژيك ايالات متحده آمريكا رقم خورده و بيداري اسلامي خاورميانه تحقق يافته است، «فرقه مشائيه» در پوشش ادبيات مذهبي بر ترويج «مكتب ايراني» (قرائت ايراني از تشيع) اصرار ميورزد. اصليترين گزاره اين فرقه، يعني شعار «خدا شدن انسان» (اومانيسم اسلامي) كه هر از گاهی با عبارات «سلام بر انسان» و «عشق به انسان» در هم میآمیزد، ترجمه دست چندم و كپيبرداري كهنهاي از تئوري «اسلام آمريكايي» براي «تجزيه دين» است. این گزاره لاجرم به «همسانپنداری» و چه بسا «همذاتپنداری» انسان و خدا می انجامد و از حيث معرفتي مغایر با اندیشه «فقر ذاتی انسان» است که در مکتب اسلام ناب امام خمینی(ره) متجلی است. این فرقه که میکوشد خود را با عرفان و معنویت اسلامی گره بزند، رودررو با حقیقت عرفان و سلوک «عارفان مبارزه جو» است که در آن حضرت روحالله میفرمایند: «ما همه هیچیم و هرچه هست از او و به سوی اوست.»
شعارهای تبليغاتي «فرقه مشائیه» نه تنها یادآور نقطه آغازین فلسفه اومانیستی و مشرب لیبرال سرمایهداری در غرب، بلكه تداعيگر يك گفتمان ناقصالخلقه ماسوني است. اين فرقه نوظهور اگرچه نه خاستگاه اصیل فلسفي و نه پتانسيل عمیق اجتماعي دارد، اما نبايد مواجهه انتقادي با آن را صرفاً به سطح يك جدال سياسي تنزل داد و از خطر معرفتي آن براي «اسلام ناب محمدي» غفلت كرد. اين هشدار تاريخي آيتالله «محمدتقي مصباح يزدی» به ما و دکتر «محمود احمدینژاد» است؛ رییس جمهوری که حضرت استاد، مهمترین نقش را در دفاع از وی در نهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری داشته است و اکنون نیز ایشان درباره خطر نفوذیها در دولت اصولگرا ميگويند: «خطري كه من احساس ميكنم شديدترين خطري است كه تاكنون اسلام را تهديد كرده است.»

منبع: هفته نامه 9 دی، 27 فروردین 1389، شماره 12، صفحه 3
+ نوشته شده در  سه شنبه سی ام فروردین 1390ساعت 17:11  توسط ملا سعید   | 

ضد مشایی ها را دیر عوض کردی/ پس برو!

وزیر نفت هم رفتنی شد
ضد مشایی ها را دیر عوض کردی/ پس برو!
خبرها حاکی از آن است که رئیس جمهور در جلسه هیات امنای دانشگاه علم وصنعت خطاب به میرکاظمی گفته است: شما هم انشاء الله در دانشگاه علم وصنعت فعال می شوید.
"عماریون"- یک منبع آگاه با بیان این مطلب گفت برکناری وزیر نفت پس از ادغام وزارتخانه های نفت و نیرو انجام می شود و وی به همین بهانه برکنار می شود.

گفتنی است وزیر نفت مأموریت داشته است تا لیست بلندبالایی از مدیران وزارت نفت را که از سوی دفتر رئیس جمهور به وی ابلاغ شده بود را عزل کند که البته این ماموریت با چند ماه تعلل انجام می شود.

لازم به ذکر است موج برکناری و جابجائی ها در دولت آغاز شده است. در همین رابطه گفته می شود با مسئولیت جدید بقائی بخشی از وظایف رحیمی به وی منتقل می شود.
+ نوشته شده در  سه شنبه سی ام فروردین 1390ساعت 17:7  توسط ملا سعید   | 

تخلفات مکرر دولت/ مخالفت مشایی با تشکیل وزارت خانه جدید

تخلفات مکرر دولت/ مخالفت مشایی با تشکیل وزارت خانه جدید
مشايي اظهار كرد: دولت و رئيس‌جمهوري اين موضوع (تشكيل وزارت ورزش) را به صلاح ورزش كشور نمي‌دانند؛ اما اگر طبق قوانين و مقررات مقرر شود كه اقدامي انجام گردد، ما براي حفظ ورزش و جايگاه آن تمهيداتي مي‌انديشيم كه قدرت ورزش در كشور به‌هيچ‌وجه كم نشود.
"عماریون"- روزنامه ابتکار نوشت:

سرانجام اسفنديار رحيم‌مشايي، رئيس‌دفتر رئيس‌جمهور، آب پاکي را روي دست مجلس ريخت و اعلام کرد که «دولت تشکيل وزارت ورزش را به صلاح نمي‌داند».

تشکيل وزارت ورزش و جوانان براساس طرحي است که روز 12دي‌ماه سال گذشته از سوي مجلس تصويب شد.

نمايندگان در اين مصوبه خواستار ادغام دو سازمان ملي جوانان و تربيت‌بدني و تشکيل وزارتخانه‌اي با عنوان «ورزش و جوانان» شدند. موضوعي که البته در همان روزهاي اول، با واکنش منفي دولتي‌ها رو‌به‌رو شد؛ اما هيچ‌گاه اين نظر منفي رنگ‌وبوي مخالفت تام با اين موضوع را نداشت. از آن پس بود که مهلت سه‌ماهه رئيس‌جمهور براي معرفي وزير ورزش و جوانان و تشکيل اين وزارتخانه روزبه‌روز در حال پايان بود و هيچ خبري از اجراي اين مصوبه مجلس نبود.

نامه‌ي لاريجاني به احمدي‌نژاد

در اولين روزهاي کاري سال جديد بود که يک نماينده مجلس از نامه رئيس‌مجلس به رئيس‌جمهور خبر داد که در آن، علي لاريجاني به محمود احمدي‌نژاد تذکر داده بود که مهلت تشکيل وزارت ورزش و جوانان در حال اتمام است.

سيدجلال يحيي‌زاده، رئيس کميته تربيت‌بدني مجلس شوراي اسلامي گفته بود: بيستم فروردين‌ماه آخرين مهلت دولت براي تشکيل وزارت ورزش است و مجلس از راهکارهاي نظارتي و تذکرات براي اجرايي‌شدن اين قانون استفاده مي‌کند. رئيس کميته تربيت‌بدني مجلس گفت: رئيس‌مجلس نيز نامه تذکرآميزي به رئيس‌جمهور درباره اجراي اين قانون داده است و ما نيز در انتظار اجرايي‌شدن آن هستيم.


مهلت تمام شد

چند روز بعد، رئيس‌مجلس در پاسخ به يک اخطار قانون اساسي در مجلس اعلام کرد: معاون نظارت مجلس درباره تأخير دولت در معرفي وزير ورزش و جوانان به دولت تذکر داده است و اين موضوع در حال پيگيري است. لاريجاني دراين‌باره گفت: درباره بحث وزارت ورزش و جوانان، آقاي باهنر به‌عنوان معاون نظارت مجلس به دولت تذكر داده و در حال پيگيري آن هستند. وي افزود: وقت اين كار هم تمام شده و حتماً بايد وزير به مجلس معرفي شود.

رحيمي: دولت مطيع قانون است

اين موضوع اگرچه با واکنش منفي دولتي‌ها مواجه شده بود، اما معاون اول رئيس‌جمهور گفته بود که دولت مطيع قانون است و آن‌را اجرا خواهد کرد.

محمدرضا رحيمي گفته بود: دولت به تصويب طرح ادغام سازمان‌هاي تربيت‌بدني و ملي جوانان و تشكيل وزارت ورزش و جوانان در مجلس انتقاد دارد؛ اما به قانون عمل خواهد كرد.

وي درعين‌حال تصريح کرده بود: به نظر ما صلاح در اين بود كه با همين سازمان‌هاي موجود كار را ادامه مي‌داديم، ضمن اينكه سازمان ملي جوانان با امور ورزش سنخيتي ندارد تا در هم ادغام شوند.

انتقادات متقابل دولت و مجلس

اگرچه در اين چندماهه، انتقادات دولتي‌ها به اين مصوبه مجلس ادامه داشت و از آن‌طرف نيز مجلسي‌ها به اين تعلل دولت در اجراي مصوبه مجلس اعتراض داشته‌اند، اما هيچ‌گاه به‌صراحت سخن از«عدم تشکيل وزارتخانه» به ميان نيامد.

لايحه‌ي دولت براي حذف وزارت ورزش

رئيس فراکسيون ورزش مجلس اما در روزهاي گذشته، خبر از تصميم دولت مبني بر مخالفت با تشکيل وزارت ورزش و جوانان داد.

اميدوار رضايي در گفتوگو با شماره اخير هفته‌نامه «مثلث» با اشاره به تشکيل‌نشدن وزارت ورزش گفت: ظاهراً دولت تشکيل وزارت ورزش را قبول ندارد و ميخواهد لايحهاي بياورد و اين قانون را اصلاح کند. برداشت من اين است که دولت ميخواهد حوزه ورزش همچنان در دست سازمان بماند.

وي با بيان اينکه دولت به دنبال راه‌حل قانوني براي تشکيل‌ندادن وزارت ورزش است، گفت: دولت از ابتدا نيز مخالف تشکيل اين وزارتخانه بوده و ظاهراً مسئله ادغام سازمان ملي جوانان و سازمان تربيت‌بدني را قبول ندارد. اين احتمال وجود دارد که دولت لايحهاي بياورد و اين قانون را اصلاح کند.رضايي درخصوص تکليف برنامه پنجم توسعه براي کاهش وزارتخانهها گفت: طبق قانون برنامه پنجم، دولت بايد وزارتخانهها را به هفده وزارتخانه تبديل کند. طبيعتاً دولت ميتواند لايحه بياورد و در دل اين لايحه، اختيارات وزارتخانه را به‌شکلي بچيند که وزارت ورزش نباشد.

مجلس عقب‌نشيني نمي‌کند

اين نماينده مجلس در واکنش به «عقب‌نشيني» مجلس از مصوبه خود، درخصوص تشکيل وزارت ورزش گفت: من موضوع را اين‌طور نميبينم. مجلس ميتواند به قانون مصوب خود پايبند باشد و يک وزارت ورزش در دل اين هفده وزارتخانه قرار دهد.

وي درخصوص امکان حذف وزارت ورزش از سوي مجلس گفت: همه چيز به لايحه جامع دولت برميگردد. درصورتي‌که دولت لايحهاي جامع بياورد، مجلس ممکن است وزارت ورزش را حذف کند؛ چراکه مسائل مهمتري مثل نفت و انرژي و نيرو وجود دارد و در مقام مقايسه ممکن است موجب شود مجلس به اين نتيجه برسد که وزارت ورزش را حذف کند.

دولت وزارت ورزش را به صلاح نمي‌داند


اما روز گذشته، اسفنديار رحيم‌مشايي به‌صراحت گفت که دولت اين موضوع را به صلاح نمي‌داند.
رئيس‌دفتر رئيس‌جمهور در آيين گشايش نخستين دوره مسابقات بين‌المللي جام موي‌تاي رياست‌‌جمهوري ايران كه در جزيره كيش برگزار مي‌شود، درخصوص آينده وزارت ورزش گفت: ورزش ايران هم‌اكنون در جايگاه بالايي قرار دارد.

وي افزود‌: نظر دكتراحمدي‌نژاد و دولت اين است كه ورزش برخوردار از جايگاه بالايي است و قدرتي كه معاون رئيس‌جمهوري در پيشبرد اهداف ورزش كشور دارد، چه‌بسا از قدرت وزير مربوطه نيز بالاتر است.

مشايي اظهار كرد: دولت و رئيس‌جمهوري اين موضوع (تشكيل وزارت ورزش) را به صلاح ورزش كشور نمي‌دانند؛ اما اگر طبق قوانين و مقررات مقرر شود كه اقدامي انجام گردد، ما براي حفظ ورزش و جايگاه آن تمهيداتي مي‌انديشيم كه قدرت ورزش در كشور به‌هيچ‌وجه كم نشود.

مشايي: ضرغامي نامزد رياست‌جمهوري يازدهم مي‌شود

رئيس‌دفتر رئيس‌جمهور گفت: با توجه به شائبه حضور ضرغامي در انتخابات، صداوسيما هرجا که فرصت پيدا کند، دولت را تخريب ميکند.

به گزارش پانا؛ در حاشيه مراسم تجليل از خادمان ستاد تسهيلات سفرهاي کشور به مشايي گفته شد: متأسفانه شاهد اخباري از سوي جريان خاصي هستيم که به دنبال به حاشيه‌بردن فعاليتهاي دولت هستند و سازمان صدا‌وسيما با همراهي اين جريان، بعد از مطرح‌کردن دو شغله‌بودن شما به چند شغله‌بودن معاون اجرايي رئيس‌جمهور پرداختهاند.

سپس از مسئول دفتر رئيسجمهور پرسيده شد که پاسخ شما به اين جريان خاص چيست؟ وي تصريح کرد: امروز آدمهايي که در يک دوره مي‌گفتند ما از دولت حمايت ميکنيم، الان به منتقد شماره يک دولت تبديل شدهاند.

البته بيشتر از يک سال پيش، اين موضوع را پيش‌بيني ميکردم و امروز تمام حرف‌ها و هدف‌هاي آن‌ها مشخص شده و سند آن‌ها هم موجود است. وي در ادامه، با بيان اينکه صداوسيما و دولت، خدمات زيادي را به يکديگر ارائه دادند، افزود: صداوسيما شائبه کار سياسي دارد و در همين زمينه هم سوابقي که در سالهاي پيش داشته، خوب نبوده است.

مشايي با بيان اينکه الان شائبهها در صداوسيما خيلي زياد است، افزود: در اين سازمان، دو معاونت وجود دارد که يکي از معاونت‌ها به دليل حمايت از يک کانديداي ديگر در انتخابات سال 88 ناراضي و معاونت ديگر هم که به‌تازگي منصوب شده از مسئولان تراز اول ستاد انتخاباتي يک کانديداي ديگر است. معلوم است که صداوسيما در هرجايي که فرصت پيدا کند، به‌شکل تخريبي وارد مي‌شود که البته اين روزها شائبه حضور ضرغامي هم اضافه شده است.
+ نوشته شده در  سه شنبه سی ام فروردین 1390ساعت 17:6  توسط ملا سعید   | 

تحلیلی جالب از رفتارهای عامل اختلاف بین هواداران رییس جمهور محبوب

تحلیلی جالب از رفتارهای عامل اختلاف بین هواداران رییس جمهور محبوب
آقای دکتر از یهودی ها دور شو!
این دومین باری است که شاهکار آقای مسئله فرعی (هر چند این بار به صورت غیر مستقیم) با حکم حکومتی رهبر معظم انقلاب روبرو می شود ...
"عماریون"- این دومین باری است که شاهکار آقای مسئله فرعی (هر چند این بار به صورت غیر مستقیم) با حکم حکومتی رهبر معظم انقلاب روبرو می شود. شامگاه یکشنبه بود که سایت های نزدیک به دولت از قبول استعفای! حجت‌الاسلام و المسلمين حيدر مصلحی وزیر اطلاعات توسط رییس جمهور خبر دادند ، در همین راستا دیری نپایید که حجت‌ الاسلام و المسلمين حيدر مصلحی به ‏دليل مخالفت رهبر معظم انقلاب با كناره‌گيری ‌اش در وزارت اطلاعات ماندنی شد . اما واکنش برنامه ریزی شده یا شاید بهتر باشد بگوییم اشتباه فاحش استراتژیکی جریان نزدیک به آقای مسئله فرعی در انتشار مصاحبه آقای مسئله فرعی در رابطه با " ضعف دستگاه های اطلاعاتی " که با این استعفا همزمان ! شد جای تردید باقی نمی گذارد که جریان آقای مسئله فرعی نقش بسزایی در موضوع این استعفا ایفا کرده است .



پرده اول : مصاحبه
با نگاهی به این مصاحبه می توان دریافت جریان مسئله فرعی خود را از پیش برای این استعفا آماده کرده بوده ، تا آن جا که در جایی از این مصاحبه می خوانیم " رییس دفتر رئیس‌جمهوری تصریح کرد : دستگاه‌های مسئول ما باید در اسرع وقت ضعف‌های اطلاعاتی و ارتباطی خود را درخصوص تحولات منطقه جبران کنند ، زیرا نداشتن اخبار و تحلیل صحیح و دقیق درباره هر یک از این کشورها و ارتباط همه این رویدادها با طرح کلان سلطه‌گران ما را در موضع‌ گیری ‌ها و تصمیم ‌گیری به اشتباه خواهد انداخت " . حال کدام اشتباه یا اشتباهات دقیقا معلوم نیست ، اما از نظر ما شاید منظورشان دعوت از شاه اردن و تاکید ! عحیب و غریب بر این موضوع از سوی جریان مسئله فرعی در دولت و ایضا پاسخ عحیب و غریب دستگاه دیپلماسی اردن به این دعوت ، یکی از اشتباهات عحیب و غریب اخیر دستگاه سیاست خارجی و دیپلماسی محسوب می شود ، دعوتی که حتی کودکان ایرانی هم در اشتباه بودن آن شک نداشتند و پس انتقادات گسترده نسبت به این دعوت ، دوستان دستگاه دیپلماسی استراتژی مثلث فشار (شاهکار دیگری از آقای مسئله فرعی) را در پاسخ به این انتقادات رونمایی کردند ! اما جالب اینجاست همین دستگاه دیپلماسی نیز همین اواخر در اختیار جریان مسئله فرعی قرار گرفته است ! همین چند ماه پیش بود که انتقاد متکی (وزیر امور خارجه سابق) از تعیین نماینده های ویژه از سوی دولت برای نقاط مختلف جهان باعث برکناری عجیب و غریب وی شد و این برکناری عجیب و غریب خود آغازی بود برای موضع‌گیری‌ها و تصمیم‌گیری های عجیب و غریب دستگاه دیپلماسی تا امروز و به وجود آمدن رویه " تحت فشار قرار دادن " و " استفاده از ابزار استعفا يا تهديد به استعفا " توسط آقای مسئله فرعی برای پیش برد اهداف جریان مکتب ایرانی ایشان در دولت ؛ آن چه که امروز جریان مسئله فرعی نسبت به ضعف دستگاه های اطلاعاتی بیان می کند در حقیقت برای سرپوش گذاشتن بر کم کاری های خود در عرصه سیاست خارجی است ، وگرنه فکر نکنم برای اثبات اشتباه بودن مثلا یک دعوت نیاز به رایزنی گسترده اطلاعاتی باشد ، همان طور که گفتم حتی کودکان ایرانی نیز در اشتباه بودن این دعوت شک نداشتند ، در هر صورت بهتر است دوستان متوجه باشند همه دستگاه های اطلاعاتی جهان از مسائل پیش آمده در منطقه که غیر ممکن می نمود شگفت زده شده اند و نباید از دستگاهی بخاطر پیش بینی نکردن (البته در مصاحبه اینطور بیان شده) مسئله ای که غیر ممکن می نمود اینچنین انتقاد نمود ، به هر حال جریان مکتب ایرانی نشان داده است به جز حرف خودش هیچ اظهار نظر دیگری را قبول ندارد ، بعید نیست توصیه هایی از سوی دستگاه های اطلاعاتی نسبت به نحوه موضع ‌گیری ‌ها و تصمیم ‌گیری به ایشان داده شده باشد و ایشان قبول نکرده باشند ، حالا هم که دیوار حاشا بلند است می گویند کسی چیزی به ما نگفته است !

پرده دوم : عزل و نصب
همزمان با این استعفا یک منبع مطلع (البته گفته شده مطلع) به سایت های خبری می گوید : " وزیر اطلاعات به دلیل برداشتن یکی از معاونین (معاونت برنامه و بودجه وزارت اطلاعات) خود که نماینده مشایی و جریان انحرافی دولت در وزارتخانه بوده است با فشار دفتر رییس جمهور مجبور به استعفا شده بود . " ، حال از این که چه شده که این فرد برداشته شده و یا از دلایل این عزل و نصب در حالت عادی (به دلیل این که اغلب سایت ها به آن پرداخته اند) بگذریم ، بیایید فرض کنیم این منبع واقعا مطلع نبوده ! حال این فرضیه پیش می آید که آیا این جریان انحرافی که بخش اعظمی از دولت را در اختیار دارد فقط به خاطر یک عزل و نصب ساده عذر سکاندار کلیدی ترین وزارتخانه کشور را خواسته است ؟!! یا شاید این یک بازی بر روی یک بازی دیگر است تا اهداف برنامه ریزی شده این جریان انحرافی که در پرده بعد خواهید خواند آشکار نشود .



پرده سوم : انتخابات
به نظر می رسد جریان مکتب ایرانی پس از عبور از همه موانع پیش رو در راستای اهداف انتخاباتی خود (که به موقع خودش به این اهداف نیز خواهیم پرداخت) امروز با سد محکم و نفوذ ناپذیر وزارت اطلاعات و سربازان گمنامش برخورد کرده است ؛ چقدر خوب می شد اگر یک نفر همسو با اعتقادات این جریان در راس این وزارتخانه می نشست ، از آن جا که این جریان در اندازه ای نبود که بخواهد مستقیما تغییر و تحولاتی در راس این وزارتخانه مهم انجام دهد ، پس برنامه ریزی برای گرفتن یک استعفا شروع شد ، اما خوشبختانه باید بگوییم به کوری چشم موسسان ، وابستگان و هواداران جریان مکتب ایرانیِ و ایضا خود آقای مسئله فرعی ، حجت‌ الاسلام و المسلمين حيدر مصلحی با حکم حکومتی رهبر معظم انقلاب در سمت خود ابقا شد تا این سد محکم برای حفظ ارزش های انقلاب اسلامی به همراه سربازان گمنام آن و در راس آن حجت‌ الاسلام و المسلمين حيدر مصلحی که در این اواخر موفقیت های بزرگی نیز در عرصه اطلاعاتی بدست آورده بودند پابرجاتر از گذشته به کار خود ادامه دهند .
اما این را نباید پایان کار جریان مکتب ایرانی و آقای مسئله فرعی دانست ، در آینده به تشریح بیشتر زوایای پنهان این جریان خواهیم پرداخت ، گرچه این جریان خود را فارغ از لایه های پنهان درونی معرفی می کند اما مواجه شدن این جریان با دو حکم حکومتی رهبر معظم انقلاب نشان از وجود لایه های پنهان درون این جریان به اصطلاح ایرانی دارد و در آخر دو توصیه به دوستان دولت دهم و در راس آن رییس جمهور خدمتگذار جناب آقای دکتر محمود احمدی نژاد ، ابتدا این که امیدواریم این دولت در مواجهه با حکم های حکومتی رهبر معظم انقلاب رکورددار نشود و دیگر آن که با توجه به سرعت قبول استعفای اخیر توسط رییس جمهور به ایشان توصیه می کنیم که : آقای دکتر کم کاری های صورت گرفته در عرصه سیاست خارجی تان را به حساب وزارت اطلاعات نگذارید .


یادآوری :
مروری بر نخستين حکم حکومتی رهبرانقلاب درباره مشايی بسيار راهگشا است (خطاب به جناب آقای دکتر محمود احمدی نژاد) : " انتصاب جناب آقای اسفنديار رحيم مشايی به معاونت رئيس جمهور بر خلاف مصلحت جنابعالی و دولت و موجب اختلاف و سرخوردگی ميان علاقمندان به شما است . "

+ نوشته شده در  سه شنبه سی ام فروردین 1390ساعت 17:4  توسط ملا سعید   | 

حسین شریعتمداری

حسین شریعتمداری
چه کسانی بایدعزل شوند؟
رئيس باند بهانه مي آورد كه بايد اين دستورالعمل از طريق منابع رسمي بيت معظم له اعلام شود!! و حال آن كه، پيش از اين اعتراض داشت كه چرا دستور حضرت آقا مبني بر ضرورت عزل وي از معاون اولي رئيس جمهور، رسانه اي شده است!! طرفه آن كه ايشان در همان هنگام نيز قبل از رسانه اي شدن دستور آقا، گلايه داشت كه چرا اين دستور رسانه اي نمي شود؟!
"عماریون"- چرا آقای احمدی نژاد به عنوان کسی که مردم با اعتقاد به پیروی بی چون و چرای وی از رهبر و مقتدای خویش به ایشان رأی داده اند، دست این باند منحرف و نفوذی را کوتاه نمی کند؟!

به گزارش "عماریون" شریعتمداری در کیهان نوشت : عزل آقاي مصلحي از وزارت اطلاعات كه در پوشش «استعفاء» صورت گرفته بود و مخالفت رهبر معظم انقلاب با عزل ايشان كه بازگشت وي به وزارت را در پي داشت با حاشيه هاي ناگفته اي همراه بود كه بايسته نبود ولي اين حاشيه هاي ناشايست با نگاهي دقيق تر و از زاويه اي ديگر، نه فقط نگران كننده نيستند بلكه هشدار دهنده اند و شكرانه نيز دارند. مانند آژير خطري كه از ورود «دزد» خبر مي دهد و صداي آن اگرچه گوشخراش است اما هيچ صاحبخانه اي از شنيدن اين صدا آزرده خاطر نمي شود و يا از نصب آژير، ابراز پشيماني نمي كند. شايد نگارنده را بيش از اندازه خوشبين تلقي كنيد! ولي...
۱- فرض كنيد دوران تبليغات انتخاباتي است و يكي از نامزدها در سخنراني ها، مصاحبه ها و پوسترها و برگه هاي تبليغاتي خود اعلام مي كند كه؛ «از نظر من دوران اسلامگرايي گذشته است! به جاي مكتب اسلام بايد از مكتب ايران به عنوان نسخه و الگوي حكومتي استفاده كنيم! صهيونيست هايي كه به بهاي قتل عام مردم و آواره كردن آنها در فلسطين اسكان داده شده اند «مردم اسرائيل»! و مستحق دوستي هستند! هركس با خواست و نظر من موافق نباشد در دولت من جايي ندارد! تنها معيار و ملاك من در به كارگيري افراد، اطاعت بي چون و چرا از دستورات و خواسته هاي من است! مبالغ كلان و نجومي بيت المال مسلمين را هر طور كه بخواهم و در هر كجا كه مايل باشم هزينه مي كنم و در مقابل هيچ كس هم پاسخگو نيستم! ايجاد تفرقه در ميان جريانات ارزشي و متعهد را به عنوان يك هدف استراتژيك دنبال مي كنم! هروقت كه بخواهم به آمريكا و انگليس و ساير كشورها سفر مي كنم و با هر يك از مقامات سياسي خارجي و يا ايراني فراري كه مايل باشم به گپ وگفت مي نشينم و اگر مثلاً در وزارت اطلاعات كسي بخواهد از علت اين سفرها و ماهيت آن ملاقات ها سر در بياورد بلافاصله او را عزل مي كنم و...»
خب! حالا بر فرض نامزدي با اين خصوصيات از فيلتر شوراي نگهبان عبور كرده باشد! آيا حدس مي زنيد بيشتر از آقاي كروبي - يعني كمتر از آراء باطله- رأي بياورد؟ به يقين نه!
۲- حالا اگر مردم متعهد و پاكباخته ايران اسلامي به يك نامزد متعهد، مردم دوست، پاك دست و مقاوم در برابر باج خواهي قدرت هاي استكباري رأي بدهند و اين نامزد منتخب و محبوب، بعد از حضور در رأس قوه مجريه، فرد يا افرادي با خصوصيات ياد شده در بند اول اين نوشته را نه به عنوان «رئيس دفتر» و يا صاحب دهها پست كليدي ديگر، بلكه در جايگاهي نظير «قائم مقام» و «همه كاره دولت» بنشاند و هشدار دلسوزانه و مستدل ديگران را درباره خطر حضور او در كنار خود نپذيرد آيا به راي صادقانه مردم بي اعتنايي نكرده و اعتماد خالصانه آنها را ناديده نگرفته است؟! مي دانيم و بر اين باور خود اصرار داريم كه شائبه و ترديدي درباره احترام و اعتقاد رئيس جمهور محترم به رأي و نظر مردم وجود ندارد ولي متاسفانه با به كارگيري باند منحرف و نفوذي مورد اشاره، اين بي توجهي چه بخواهند و چه نخواهند- و صد البته كه نمي خواهند- صورت پذيرفته است و البته بديهي است از آنجا كه اين انقلاب به قول حضرت امام(ره) «كشتي نوح است و خدايش پشتيبان و كشتي بان است» و مخصوصا، از آن روي كه نگاه توده هاي عظيم مردم به رهبر انقلاب است و جايگاه و وزن هر كس را در ميزان نزديكي به آن رهبر فرزانه و نايب امام زمان(عج) ارزيابي مي كنند، به يقين باند منحرف كذايي راه به جايي نخواهد برد و ضربه اصلي را به جايگاه مردمي رئيس جمهور و تلاش درخور تقدير و خستگي ناپذير ايشان وارد مي كند و دلشوره دلسوزان اين است كه چرا؟!
۳- سال گذشته- شهريورماه ۸۹- در حالي كه باند مورد اشاره يكي از پروژه هاي خود را براي محاصره بيشتر آقاي دكتر احمدي نژاد تدارك ديده و در دست اجرا داشت، اطلاعات مربوط به پروژه ياد شده و شماري از جزئيات آن را كه از طريق برخي اعضاي همان باند به دست آورده بوديم فاش كرديم و انتظار آن بود كه رئيس جمهور محترم با مشاهده آن نشانه ها از اجراي پروژه جلوگيري كنند ولي متاسفانه چنين نشد و باند نفوذي، آقاي احمدي نژاد را به مصاحبه مفصلي با روزنامه دولتي ايران كشاند- و همانگونه كه كيهان پيش بيني كرده و خبر داده بود- تلاش كرد ميان رياست محترم جمهوري و دوستان وفادار و اصولگراي ايشان مرزبندي كند.
همان روز در بخشي از يك يادداشت و با نگاهي دلسوزانه خطاب به رئيس جمهور محترم نوشتيم؛ «كاش برادر عزيزمان جناب آقاي دكتر احمدي نژاد نگاهي به اطراف خويش مي انداخت و مشخصات و هويت برخي از اين اطرافيان را كه امروزه در شمار نزديكترين افراد به ايشان هستند، با كساني كه طي چند سال گذشته در كنار وي بوده اند به مقايسه مي نشست. برخي از آنان- تاكيد مي شود كه فقط برخي از آنها نظير آن آقاي اخراجي فلان وزارتخانه و...- چگونه آمده اند؟ و برخي از ياران فداكار، اصولگرا و كارآمد قبلي چرا در كنار ايشان نيستند؟! بي آن كه - خداي نخواسته- قصد مقايسه مثل به مثل در ميان باشد، و فقط به عنوان يك هشدار منطقي بايد گفت كه ماموريت عوامل نفوذي دشمن تنها ترور و انفجار نيست، بلكه مهره چيني بي خاصيت هاي گوش به فرمان و دور كردن كارآمدهاي متعهد از كنار مسئولان، يكي از اصلي ترين و شناخته شده ترين ماموريت آنهاست. اينگونه نفوذي ها را چگونه مي توان شناخت؟! به يقين نبايد در جيب و كيف آنها، كارت شناسايي سازمان هاي ماموريت دهنده را جستجو كرد! آنان بعد از نفوذ و جايگزيني دست به كار ماموريت خود مي شوند، و از جمله با اهميت ترين و شناخته شده ترين انواع ماموريت آنها علاوه بر خالي كردن اطراف يك مسئول بلندمرتبه از نيروهاي وفادار و متعهد كه به آن اشاره شد، تنگ كردن دايره دوستان، متهم كردن ياران متعهد و دلسوز به دشمني، دست زدن به اقدامات ضد ارزشي و نسبت دادن آن به مسئولان و هنجارشكني هاي ديگري از اين دست نيز هست.»
اكنون بايد پرسيد كه آيا در ماجراي اخير يعني عزل آقاي مصلحي بار ديگر پاي همان باند منحرف در ميان نبوده است؟!
رئيس باند مورد اشاره بعد از اطلاع از مخالفت رهبر معظم انقلاب با عزل آقاي مصلحي، حاضر نشد اين خبر در خبرگزاري ايرنا كه مدتي است مانند برخي ديگر از مراكز و نهادها به طور كامل در اختيار عوامل سرسپرده او قرار گرفته است، درج شود و در حالي كه يادداشت كتبي رهبر معظم انقلاب حاوي دستور ايشان مبني بر لغو عزل آقاي مصلحي به دست رئيس جمهور محترم رسيده بود و ايشان دستور را ابلاغ كرده بود، رئيس باند بهانه مي آورد كه بايد اين دستورالعمل از طريق منابع رسمي بيت معظم له اعلام شود!! و حال آن كه، پيش از اين اعتراض داشت كه چرا دستور حضرت آقا مبني بر ضرورت عزل وي از معاون اولي رئيس جمهور، رسانه اي شده است!! طرفه آن كه ايشان در همان هنگام نيز قبل از رسانه اي شدن دستور آقا، گلايه داشت كه چرا اين دستور رسانه اي نمي شود؟!
بعد از صدور دستور آقا مبني بر بازگشت آقاي مصلحي به وزارت اطلاعات و ابلاغ اين دستور از سوي آقاي احمدي نژاد، روزنامه ايران، خبر قبلي خود مربوط به استعفاي ايشان را حذف كرده و خبر بعدي يعني، مخالفت حضرت آقا با عزل وزير اطلاعات را تيتر كرده بود. اما رئيس باند ياد شده ضمن تماس با عوامل خود در روزنامه دولت به آنها دستور مي دهد كه همان خبر استعفا را چاپ كنند و روزنامه ايران به فرموده!! ايشان و در حالي كه چند هزار نسخه از آن چاپ شده بود، چرخه چاپ را متوقف كرده و دستور ابلاغ شده را اجرا مي كند!!
قلم را در اين باره به نيام و زبان را به كام مي كشيم، زيرا شنيدن همين اندازه نيز براي توده هاي عظيم مردمي كه همواره از امام راحل(ره) و خلف حاضر او به يك اشاره بوده است و از آنان «به سر دويدن»، سخت و آزاردهنده است. و اين پرسش برخاسته از ژرفاي دل آنان را پيش مي كشد كه حضور تحميلي اين باند در كنار رئيس جمهور منتخب با كدام توضيح قابل توجيه است و چرا آقاي احمدي نژاد به عنوان كسي كه مردم با اعتقاد به پيروي بي چون و چراي وي از رهبر و مقتداي خويش به ايشان رأي داده اند، دست اين باند منحرف و نفوذي را كوتاه نمي كند؟!
۴- خوشبختانه جناب آقاي احمدي نژاد، رئيس جمهور محترم، همانگونه كه از ايشان انتظار مي رفت با دريافت نظر رهبر معظم انقلاب، فرمان واجب الاطاعه حضرتش را به اجرا درآورد و نشان داد كه بر عهد ديرين با خداي خويش، مردم و مقتداي خود پابرجا و استوار است اما، گلايه اي برادرانه از ايشان نيز در ميان است و آن اين كه، چرا علي رغم هويت برملا شده باند مورد اشاره باز هم براي چندمين بار فريب حركت سالوسانه آنها را خورده است؟! و به آنان اجازه سوءاستفاده از جايگاه مورد احترام خويش در ميان مردم را داده است؟!
اگرچه گفتني است خبرگزاري دولت- ايرنا- بعد از آن كه با تاخير چند ساعته خبر مخالفت رهبر معظم انقلاب با عزل مصلحي را روي خروجي خود گذاشت، بعدازظهر ديروز مجدداً اين خبر را حذف كرد و مطابق يك گزارش موثق كه به كيهان رسيده است، دستور حذف دوباره خبر را مديرعامل ايرنا كه در هند به سر مي برد با اشاره رئيس باند ياد شده و از طريق تماس تلفني به خبرگزاري تحت مديريت خود صادر كرده است!!... كه اميد است آقاي احمدي نژاد از آن بي خبر باشد.
۵- نگارنده سال هاي متمادي است كه برادر عزيزم حجت الاسلام والمسلمين مصلحي را از نزديك مي شناسد و همواره به مراتب بالاي ايمان، تقوي، شجاعت و پاكباختگي ايشان غبطه خورده است و مي داند كه جناب مصلحي تنها به عنوان اداي وظيفه و انجام تكليف حاضر به پذيرش وزارت شده است. اين نگاه در تمامي كساني كه طي سه دهه گذشته با فراز و نشيب هاي انقلاب همراه بوده و عبور از عقبه هاي تند و نفس گير را شاهد بوده اند، مشترك است ضمن آن كه كارآمدي و مديريت ايشان بر كسي پوشيده نيست و موفقيت هاي چشمگير و بعضاً حيرت انگيز وزارت اطلاعات در دوران تصدي ايشان نظير دستگيري عبدالمالك ريگي، نفوذ در شبكه موساد، بازداشت عوامل ترور دانشمندان هسته اي، مقابله سايبريك با ويروس استاكس نت، ريشه كني شبكه هاي هرمي و شايد بااهميت تر از همه، برخورد با جريان فتنه ۸۸ و... شاهدي بلامنازع بر اين كارآمدي هوشمندانه است. از اين روي اگرچه مي دانستم و مي دانم كه بركناري ايشان از وزارت اطلاعات براي شخص ايشان نوعي سبكبار شدن است ولي اين بركناري حيرت انگيز و غيرقابل توجيه بود. مخصوصا آن كه چندي قبل رهبر معظم انقلاب بر جلوگيري از ورود افراد منحرف به وزارت، پيشگيري از دخالت در امور وزارت از سوي جريانات بيروني و حساسيت در مقابل نفوذ دشمن تاكيد ورزيده و فرموده بودند وزارت اطلاعات متعلق به هيچ دولتي نبوده و به اصل نظام تعلق دارد و جناب مصلحي به گواهي كارنامه درخشان ايشان، مجري همين رهنمودهاي حكيمانه در وزارت اطلاعات بوده اند و دقيقا با نگاه از همين زاويه، عزل ايشان تعجب مضاعف همگان را در پي داشت كه خوشبختانه با تدبير حكيمانه رهبر معظم انقلاب منتفي شد.
۶- و بالاخره، ماجراي اخير با ذوق زدگي فراوان دشمنان بيروني و برخي از دنباله هاي داخلي آنان روبرو شد كه سال هاست اختلاف و تفرقه در ميان خيل عظيم اصولگرايان را به عنوان يك آرزوي دور و دراز در سينه هاي پركينه خود حمل مي كنند. آنان به خوبي مي دانند كه اولا؛ باند منحرف مورد اشاره حساب جداگانه اي از حساب رئيس جمهور مكتبي و مردمي دارد و توده هاي عظيم مردم باز هم مثل هميشه اجازه سوءاستفاده از گلايه هاي دروني و خانوادگي خويش را به دشمنان بيروني و دنباله هاي دروني آنها نمي دهند و ثانيا؛ مردم همانگونه كه دشمن، بارها آزموده است، چشم جان و گوش دل به نگاه و نظر رهبري دارند و در ماجراي فتنه ۸۸ همگان شاهد بودند كه با همين اعتقاد و با پيروي مومنانه از ولي امر خويش بر توطئه فراگير و همه جانبه دشمن پيروز شدند.
+ نوشته شده در  سه شنبه سی ام فروردین 1390ساعت 17:1  توسط ملا سعید   | 

فسق و فجور مشایی علنی شده است

آيت‌الله علم‌الهدي:
فسق و فجور مشایی علنی شده است
مشايي بين‌الغي و فردي است كه انحرافش علني شده از اين رو مي‌توان وي را به‌عنوان يك فرد منحرف معرفي كرد
"عماریون"- آيت‌الله سيد‌احمد علم‌الهدي نماينده مردم استان خراسان رضوي در مجلس خبرگان و امام جمعه مشهد در گفت‌وگو با خبرنگاران با تأكيد بر اينكه در همه مسائل بايد به مُرّ دستور مقام معظم رهبري دقيقاً عمل شود، اظهار داشت: مقام معظم رهبري، رهبر رسمي جامعه است و ايشان هر دستوري كه مي‌دهند بايد به آن عمل شود هرچند با سليقه ما هماهنگ نباشد.

وي بر همين اساس به فرمايش مقام معظم رهبري مبني بر اينكه برخي مسائل نبايد رسانه‌اي شود، اشاره كرد كه هر نوع اظهاري غير از آن خلاف است و تصريح‌ كرد: وقتي رهبري مي‌فرمايند اختلاف سليقه مسئولان نبايد رسانه‌اي شود هر كس غير از اين را انجام دهد تخلف كرده و اين با ولايت‌پذيري آن شخص مطابقت نمي‌كند.

عضو مجلس خبرگان رهبري با تأكيد بر اينكه متأسفانه امروز جامعه فاقد "تقواي سياسي " است، يادآور شد: در اخلاق سياسي جامعه تقوا وجود ندارد؛ برخي به مجرد اينكه در يك جريان سياسي قرار مي‌گيرند اين تصور را دارند كه همه حرام‌هاي خدا بر آنها حلال مي‌شود و همه معاصي پروردگار در راستاي جريان سياسي كه در آن قرار دارند بر آنها طاعت است از اين رو تفاوت بين اخلاق سياسي يك مؤمن با يك كافر در اين زمينه مشخص مي‌شود.

وي با بيان اينكه قرار داشتن در يك جريان سياسي به معني اين نيست كه محرمات الهي بر افراد حلال شده است، گفت: دروغ گفتن، غيبت كردن و اتهام زدن به ديگران در هر جايگاهي حرام است.

آيت‌الله علم‌الهدي بر همين اساس به افرادي اشاره كرد كه بين‌الغي بوده و فسق و فجور آنها علني‌شده است و خاطر‌نشان ‌كرد: مشايي بين‌الغي و فردي است كه انحرافش علني شده از اين رو مي‌توان وي را به‌عنوان يك فرد منحرف معرفي كرد؛ اما تهمت‌زدن به كسي كه بين‌الغي نيست و انحرافش مشكوك است، جايز نيست.
+ نوشته شده در  سه شنبه سی ام فروردین 1390ساعت 16:57  توسط ملا سعید   | 

آقای دکتر! از دامن يهوديان امت پيامبر به دامن حضرت زهرا برگرد

تن کامل بیانات حاج منصور ارضی
آقای دکتر! از دامن يهوديان امت پيامبر به دامن حضرت زهرا برگرد
حاج منصور در مراسم صبح شهادت حضرت زهرای مرضیه (س)بیانات مهمی را خطاب به ریاست محترم جمهوری ایراد فرمودند...
"عماریون"-حاج منصور ارضي در مراسم زيارت عاشوراي صبح امروز (28/1/90) كه به مناسبت روز شهادت حضرت زهراي مرضيه (س) درحسينيه صنف لباس فروش تهران برگزار شد؛ درتوضيح «اكرمني بك ان يرزقني طلب ثارك مع امام منصور» و خطاب به رييس جمهور و ساير مسئولين در سخنان مهمي گفت:



* كريم بودن ملتي به اين است كه در حال انتقام و خونخواهي از حسين (ع) باشد.
* كرامت اين انقلاب اين است كه در حال خونخواهي از شهداء باشد؛ حتي شهداي بحرين و ...
* موضوع اين است كه در ركاب امام و تحت فرمان امامي باشي كه از طرف خدا ياري شده است. بايد هميشه در حال جوشش و طالب خون حسين باشي. اين حرف يعني چه؟ آيا بايد با همه بجنگيم؟ نه ، بلكه با كساني كه با دستگاه امام حسين (ع) بازي مي كنند بايد بجنگيم.
* در دعای «عاليه المضامين» مي خوانيم كه : « ... و قلبي عطوفاٌ علي أوليائك» خدايا كاري كن كه با دوستان تو مهربان باشيم. كساني كه شرايط دوستي خدا را دارند.. حواستان باشد كه با هر كسي دوستي نكنيد. لذا از بعضي ها به راحتي مي شود سوءاستفاده كرد!
* ما در سال 88 گرفتار فتنه سياسي شده بوديم و به كرم زهراي مرضيه (س) از اين فتنه عبور كرديم؛ چرا كه يك آقايي بنام ولي فقيه (جانشين برحق امام زمان اروحنا له الفدا) بالاي سر ما هست. ولي الآن دچار فتنه ديني شده ايم. لذا مي بينيم كه يكي با اعتقادات امام زماني ما بازي مي كند! يكي با اعتقادات هيئتي ما بازي مي كند! ديگري ...
* به رئيس جمهور ، رئيس مجلس و همه مسئولين مي گويم كه با هم مهربان باشيد. مگر مي شود كه با دشمنان خدا دوست باشيد؟!
* آن شخص منشور كوروش را روي دستش گرفته (مثل يك بچه) و انگار دارد برايش گريه مي كند كه دارند تو را از من جدا مي كنند!!!
* منشور اميرألمومنين علي (ع) كه نامه مولي به مالك اشتر هست را در سازمان ملل قبول كرده و ثبت مي كنند ولي اينها متأسفانه به منشور كوروش روي آوردند و از آن دم زدند و بعد هم بحث مكتب ايراني و ...
* خداوند در قرآن مي فرمايد: «ان اكرمكم عندالله اتقيكم» يعني همه چيز بر محور اسلام بايد باشد و قوميت و مليت مهم نيست ؛ فقط اسلام.
* آن وقت آن آقا در مصاحبه اش مي گويد كه اينها همه اش سياه بازي و سياهكاري است ما با كسي مشكلي نداريم!!!
* خدا كند كه آدم گرفتار دشمن خانگي نشود!!!
* سفارش بنده به همه مسئولين مملكت اين است كه كاري كنيد دلهايتان با هم خوب شود و راه حل آن هم فقط مجالس اهل بيت(عليهم السلام) بخصوص مجلس حضرت زهرا(س) و ابي عبدالله(ع) است.
* يك زماني رئيس جمهور مي آمدند در هيئت ها و... ولي ديگر پيدايشان نمي شود؛ چرا كه نمي گذارند بيايد هيئت! و اين يك بيماري است.
* از اين شهر به آن شهر مي روند و خدمات عمراني انجام مي دهندكه خيلي خوب است و هر كس هم كه مخالفت كند بغض ديني دارد.
* حرف ما اين است كه اين «مَردك» را از دولت بيندازند بيرون. اين يك بيمار است و همه را بيمار مي كند. راهي كه اين ميرود به تهِ جهنم است ولي متأسفانه رييس جمهور هم به حرفش گوش مي كند.
* حرف مرا به رييس جمهور و مسئولين دولت برسانيد كه ؛ همه علما و بزرگان هشدار مي دهند كه اين فرد خط فكري اش فراماسونري است و مشكل درست مي كند براي كشور ولي آقايان نمي فهمند.
* به رييس جمهور مي گويم كه بيا و تا دير نشده بيدار شو و برگرد به دامن حضرت زهرا (س). تا دامن حضرت زهرا (س) و ابي عبدالله (ع) باز است بيا و برگرد. برگرد به سمت حزب الله و مردم. مردم گراني را مي توانند تحمل كنند ولي بازي با اعتقاداتشان را تحمل نمي كنند.
* در روز شهادت حضرت زهرا (س) همان سال به او گفتم كه اين 18 ميليون رأيي كه اوردي به حساب 18 ساله پيامبر (ص) بگذار.
* تو همينطوري رأي نياوردي! حزب الله خودش را براي تو خرج كرد (البته براي رضاي خدا) ما كه دنبال پست و مقام نبوده و نيستيم . ما به دنبال روضه حسيني و فاطمي هستيم.
* ما نگران دين شما هسيم همانطوري كه نگران دين خودمان هستيم. ما كه با شما دعوا نداريم. دعواي ما بر سر دين است. بايد مراقب بود كه اسير فتنه ديني نشويم. براستي ديگر نمي خواهي برگردي؟! از دامن يهوديان امت پيامبر به دامن حضرت زهرا برگرد.
* مشكل ما اين آدم و تعدادي ديگر از مشاورين رييس جمهور مثل همين جوانفكر است. وقتي كه مي گويد مي شود فرامين رهبري را رييس جمهور عمل نكند!!! اين همان حرف بهزاد نبوي بوده است.
* سال 60 به عده اي گفتم كه تفكر ميرحسين كمونيستي است و او توانست خودش را 30 سال پنهان كند و بعد رسوا شد ولي اينها نتوانستند يكسال دوام بياورند و خودشان را نشان دادند.
* امروز فتنه ديني سراغ رييس جمهور آمده و اگر روساي قواي ديگر هم به خدا و حضرت زهرا (س)پناه نبرند گرفتار فتنه ديني مي شوند.


 
+ نوشته شده در  سه شنبه سی ام فروردین 1390ساعت 16:56  توسط ملا سعید   | 

اين حرف‌هاي ملي‌گرايانه و مكتب ايراني براي چيست؟

علامه مصباح یزدی:
اين حرف‌هاي ملي‌گرايانه و مكتب ايراني براي چيست؟
استاد اخلاق حوزه علميه قم گفت: اگر تنبلي كنيم، زماني از خواب غفلت بيدار مي‌شويم كه تيرگي فتنه همه جا را فراگرفته و مي‌بينيم، همان كساني فتنه را آغاز كرده‌اند كه خود پرورش داده‌ايم. اين عزل و نصب‌ها از كجا در مي‌آيد؟ اين حرف‌هاي ملي‌گرايانه و مكتب ايراني، آن هم در زماني كه نهضت اسلامي در جهان اسلام در حال شكل‌گيري است، براي چيست؟ ملي گرايي و دم زدن از مكتب ايراني با چه انگيزه‌اي مي‌تواند باشد؟
"عماریون"- سایت ارزشی بی باک نوشت: عضو مجلس خبرگان رهبري گفت: خطري كه من احساس مي‌كنم، شديدترين خطري است كه تاکنون اسلام را تهديد كرده و آن هم از سوي نفوذي‌هايي است كه در بين خودي‌ها در حال رشد هستند.

به گزارش بی باک ، رئيس مؤسسه آموزشي و پژوهشي امام خميني(ره) در ديدار با جمعي از مسئولان شوراي عالي زنان، با اشاره به نعمت پيروزي انقلاب اسلامي و رهبري حضرت امام خميني (ره) و جانشين شايسته‌اش گفت: امروز بيش از سه دهه از انقلاب اسلامي مي‌گذرد و فعاليت‌هاي بسياري در نظام صورت گرفته و گاه باعث بهت جهانيان شده است، اما هنوز تا رسيدن به نقطه ايده‌آل، فاصله بسياري داريم.

علامه مصباح يزدي، با بيان اين‌كه نواقص و مشكلاتي در اين سه دهه، باعث شده تا به اسلام ناب نرسيم، ادامه داد: بايد مسائل را ريشه‌اي حل كرد و مشكلات و نواقصي را كه جلوي تحقق اين امر را گرفته‌اند، شناسايي و در راستای رفع آنها برآمد.

وي با اشاره به وجود دو مشكل در بعد شناخت و بينش گفت: به اسلام بايد به عنوان يك مجموعه ارگانيك نظر كرد؛ يعني بدانيم اسلام مجموعه‌اي است كه اعضايش تأثير و تأثر متقابل در يكديگر دارند و همه اعضاي آن، زمينه رسيدن به هدف واحد را فراهم مي‌كنند.

علامه مصباح يزدي، نخستين مشكل را نبود اين نوع بينش در كشور دانست و گفت: متأسفانه، اين نگرش كه همه بخش‌هاي اسلام مانند پيكره واحدي است كه تنها رشد در يك بخش نمي‌تواند راهگشا باشد، در كشور ما و ديگر كشورها جا نيفتاده است.

عضو خبرگان رهبري در توضيح این مطلب ادامه داد: اين كه مي‌گویيم اسلام جامع بوده و همه چيز از فرهنگ و اقتصاد گرفته تا حقوق و سياست در آن وجود دارد، نه بدان معناست كه هر كدام بخش مستقلي است، بلكه همه اين بخش‌ها به هم پيوسته و در يكديگر تأثيرگذارند.

علامه مصباح يزدي، با اشاره به اينكه هر بخش از اسلام، داراي لايه‌هاي گوناگون است، دومين مشكل را نگاه سطحي به اسلام دانست و اظهار داشت: اگر به لايه‌هاي عميق آن توجه نكنيم، چه بسا در دراز مدت، دين را از بين ببريم، چرا كه نگاه سطحي به اسلام مانند درختي است كه ريشه‌اي ندارد.

رئيس مؤسسه آموزشي و پژوهشي امام خميني (ره) در ادامه به عنوان نمونه به مسأله ولايت ‌فقيه اشاره كرد و گفت: حتي در بين مسئولان نيز كساني كه واقعا ولايت‌ فقيه را شناخته و بدان اعتقاد دارند، کمند و حتي عده‌اي بر این باورند، اين ‌كه يك روحاني آن هم به حكم دين در رأس مسائل كشور قرار بگيرد، اشتباه است.

وي افزود: با وجود اين مشكلات، اگر هزار بار درباره حقوق زن تحقيق و اجتهاد كرده و مراجع هم نظر بدهند، ولي مسئولان كشور به آن اعتقاد نداشته باشند، اصلا تصويب و اجرا نخواهد شد؛ حتي قوانيني بوده است كه با رأي قاطع تصويب شده و شوراي نگهبان نيز تأييد كرده، اما از آنجا كه بنا بر ميل مجريان نبوده، متروك مانده است.

علامه مصباح يزدي ادامه داد: پس مشخص مي‌شود، آنچه اهميت دارد، تقويت اعتقاد قلبي مردم و مسئولان به اسلام است كه در اين صورت، حاضرند تا پاي جان براي آن ايستادگي كنند.

علامه مصباح يزدي، با اشاره به لزوم فعاليت و تلاش در دو جهت فكري ادامه داد: نخست این كه اسلام به طور كامل در نظر گرفته شود و تجزيه نشود، چرا كه اگر مثلا مسأله حقوق زن حل شود و ديگر بخش‌هاي اسلام اجرا نشود، اثري نخواهد داشت و باز هم ضعف خواهد بود.

عضو خبرگان رهبري خاطرنشان كرد: اگر روزي مسئوليني بر سر كار آيند كه در ابدي بودن احكام اسلام تشكيك كنند ـ همان‌ گونه كه در دوره‌اي چنين شد ـ اساس اسلام زير سوال مي‌رود و جايي براي بحث‌هايي مانند حقوق زن در اسلام و غيره باقي نمي‌ماند.

وي ادامه داد: دومين فعاليتي كه بايد انجام شود، پي بردن به عمق اسلام و عقيده قلبي نسبت به آن به ويژه در مسائل اعتقادي و عمل به اسلام است.

علامه مصباح يزدي با هشدار به مسئولان گفت: امروزه در دورن جامعه ما تشکيلاتي فراماسونري در حال شكل گرفتن است و همان‌ گونه که در دوران مشروطه، فراماسونري با شعار قرآن و اسلام پيش آمد، امروز نيز فراماسونري با شعارهاي انقلاب و اسلام جلوه مي‌كند و تحت پوشش آن، حرف خود را بيان مي‌كند؛ يعني قالب را حفظ و محتوا را عوض مي‌كند.

وي ادامه داد: چگونه كسي كه در عمرش با عالمي ارتباط نداشته و افزون بر آن، هر روز ضربه‌اي به اسلام مي‌زند، مي‌تواند براي اسلام مفيد باشد و معلوم نيست چه شده كه برخي نيز به آنها دل بسته‌اند؟!

استاد اخلاق حوزه علميه قم گفت: اگر تنبلي كنيم، زماني از خواب غفلت بيدار مي‌شويم كه تيرگي فتنه همه جا را فراگرفته و مي‌بينيم، همان كساني فتنه را آغاز كرده‌اند كه خود پرورش داده‌ايم. اين عزل و نصب‌ها از كجا در مي‌آيد؟ اين حرف‌هاي ملي‌گرايانه و مكتب ايراني، آن هم در زماني كه نهضت اسلامي در جهان اسلام در حال شكل‌گيري است، براي چيست؟ ملي گرايي و دم زدن از مكتب ايراني با چه انگيزه‌اي مي‌تواند باشد؟

اين متفكر اسلامي افزود: اگر روزي از ما بپرسند، چرا براي تساوي ارث زن و مرد كاري نكرديد، شايد بتوانيم عذري بياوريم، ولي اگر به ما بگويند، چرا اساس اسلام را حفظ نكرديد، چه عذري مي‌توانيم بياوريم؟!

علامه مصباح يزدي، با اشاره به تاريخ صدر اسلام گفت: همان كساني كه از اصحاب رسول خدا ـ صلي‌الله‌عليه‌وآله ـ بودند، پس از رحلت ايشان، علي ـ عليه‌السلام ـ را خانه‌نشين كردند، و بني‌اميه كه با نام اسلام بر سر كار آمدند، كاري كردند كه بر همه منابر به لعن علي ـ عليه‌السلام ـ مي‌پرداختند و مجاهدان و ياران پيامبر ـ صلي‌الله‌عليه‌وآله ـ نيز اعتراضي نكردند.

پس جاي تعجب نيست، اگر برخي از ياران امام، روزي عليه اسلام و انقلاب به پا خيزند (همان گونه كه سران فتنه گذشته اين چنين کردند) و جاي تعجب نخواهد بود، اگر برخي از كساني كه امروز دم از رهبري مي‌زنند و از ياران رهبري هستند، فردا فتنه بزرگتري پدید آورند.

رئيس مؤسسه آموزشي و پژوهشي امام خميني(ره) ادامه داد: خطري كه من احساس مي‌كنم، شديدترين خطري است كه تا كنون اسلام را تهديد كرده و آن هم از سوي نفوذي‌هايي است كه در بين خودي‌ها در حال رشد هستند.

علامه مصباح يزدي در پايان، طول عمر رهبر شايسته و مدبر نظام اسلامي را از خداوند مسألت كرد و گفت: بزرگترين نعمتي كه براي حفظ اسلام به آن اميد داريم، وجود مقام معظم رهبري است.

گفتني است، اين مراسم 21 فروردين ماه در سالن تشريفات مؤسسه آموزشي و پژوهشي امام خميني(ره) برگزار شد.
 
+ نوشته شده در  سه شنبه سی ام فروردین 1390ساعت 16:54  توسط ملا سعید   | 

چرا بصیرت ؟

سعی داریم به اتفاق شما جوانان غیور و امت حزب الله در این وبلاگ مطالبی را منعکس نماییم که در نتیجه گیری و جهت دهی دوستان انقلاب و نظام موثر افتد و در ظلمات فتنه بسیار خطرناکی که در پیش است بتوانیم با الهام از فرامین ولی زمانمان و پیروی از آن راه نجات از مهالک فرا روی را یافته و بدینسان موجبات عاقبت بخیری خود را فراهم آوریم ولی به راستی اصلا چرا بصیرت ؟ بنده فقط عرض کنم کلید واژه (بصیرت ) در رهنمودهای مقام معظم رهبری ۹۸۶۳مرتبه در سال ۱۳۸۸و تعداد ۷۵۳۲ مرتبه در سال ۱۳۸۹ تا آبان ماه مورد تاکید جدی قرار گرفته است . لذا برا شدیم که ناگفته ها و نا نوشته های محرمانه ای که حجاب از چهره فتنه فرا رو بر دارد را در این جا به دلسوزان و علاقه مندان به نظام الهی جمهوری اسلامی تقدیم کنیم  قربه الی الله تعالی لذا با ما همراه باشید
+ نوشته شده در  سه شنبه سی ام فروردین 1390ساعت 16:51  توسط ملا سعید   |